تبليغاتX
ღ الغوث و الامان ღ یا صاحــب الزمان ღ -

نسل علی اکبریم ... فدایی رهبریم

رهبرا،  آسمان سرخ با وجود عکس تو جان گرفت ...

تو از سلاله پاکان تبار فاطمه ای

تو آیتی ز خدایی امام خامنه ای


رفته بودم سفري سمت ديار شهدا
که طوافي بکنم دور مزار شهدا
به اميدي که دل خسته هوائي بخورد
متبرک شود از گرد و غبار شهدا
هر چه زد خنجر احساس به سرچشمه ي عشق
شرمگينم که نشد اشک ، نثار شهدا
خشکي چشم عطش خورده از آنجاست که من
آبياري نشدم فصل بهار شهدا
آخرين خط وصاياي دل من اينست
که بخاکم بسپاريد کنار شهدا  
سرداران خيبر

گوشه اي از سخنان مقام معظم رهبري در ميان رزمندگان اسلام 
شما رو هيچ چيزي اينجا نياورده مگر احساس تکليف
اينجا که چيزي نبود،که شما بيايد
همه چيز جاهاي ديگه است
خوراک جاي ديگه است
پول جاي ديگه است
مقام جاي ديگه است
نام و نشون جاي ديگه است
اينجا خمپاره است
اينجا گلوله توپه
اينجا آفتاب داغه
اينجا شرجيه
اينجا که چيزي نيست
چيزي که مي تونه بياره انسان رو ،انگيزه است
يک چيزي از باطن شما مي جوشه.
تقديم به همه حماسه سازان بي نام و نشان
به حاج همت ها و خرازي ها و باکري هاي بي نام و نشان
تقديم به آنان که در ميدان هاي مين
پاره پاره به ديدار معبود شتافتند
کجايند مردان بي ادعا
التماس دعا

بچه ها، تحويلِ سال
يادش بخير، هويزه

چيده بوديم تو سفره

سربند و يه سرنيزه

بچه ها خيلي گشتن؛

تو جبهه سيب نداشتيم.

به جاي سيب تو سفره

کمپوتشو گذاشتيم.

تو سفرمون گذاشتيم؛

يه کاسه، سکه و سنگ

سمبه به جاي سنجد،

يه سبزه ي رنگارنگ.

اما يه سين کم اومد!

همه تو فکري رفتيم.

مصمم و با خنده

همه يک صدا گفتيم:

« به جاي هفتمين سين

تو سفره سر مي زاريم.

سر کمه، هر چي داريم؛

پاي رهبر مي زاريم.» 


 
+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم تیر 1388;ساعت 16:51;  توسط مدیر : عاشق مهدی _ محب اهل بیت (ع);  |