دروغ و دروغگو
دروغگوئى امنیت اخلاقى و قضائى و اقتصادى را متزلزل میكند، دروغگوئى مردم را نسبت بیكدیگر بدبین نموده و از آنان سلب اعتماد مینماید، دروغگوئى ریشه فضیلت و سجایاى انسانى را میسوزاند.دروغ گناه است آن هم از نوع کبیره .
این هم چند حدیث زیبا در رابطه با این موضوع مطالعه بفرمائید.:
عن النّبىّ صلّى اللَّه علیه و آله: لا یكذب الكاذب الّا من مهانة نفسه.
دروغگو دروغ نمیگوید مگر بسبب حقارتى كه در نفس خود احساس میكند
( مستدرك جلد 2 صفحه 100)
ایّاك و الكذب فانّه یسوّد الوجه. از دروغگوئى بپرهیز زیرا دروغ باعث روسیاهى است
( كافى جلد 2 صفحه 339)
حضرت موسى بن جعفر (ع) بهشام فرمود:یا هشام انّ العاقل لا یكذب و ان كان فیه هواه.
انسان عاقل دروغ نمیگوید اگر چه دروغ وسیله برآمدن خواهشهاى نفسانى او باشد
( تحف العقول صفحه 391)
مردى برسول اكرم عرض كرد: مؤمن زنا میكند؟ فرمود ممكن است. گفت مؤمن دزدى میكند؟ فرمود ممكن است. گفت یا رسول اللَّه:
مؤمن دروغ میگوید؟ فرمود نه، خداوند در قرآن فرموده است: كسى با دروغ افترا مىبندد كه ایمان نداشته باشد.
( سفینه( كذب) صفحه 473)
خداوند براى شرور و بدیها، قفلهائى قرار داده كه مردم از خطرات آنها بر كنار باشند. شراب كلید قفلهاى بسته شرور و ناپاكى است، ولى خطر دروغ از شراب بیشتر است.
( وسائل جلد 3 صفحه 232.)
قال صلّى اللَّه علیه و آله: اجتنبوا الكذب و ان رایتم فیه النّجاة فانّ فیه الهلكة.
رسول اكرم میفرمود: از دروغگوئى بپرهیزید در موردى كه گمان میكنید نجات شما در دروغ گفتن است، بدانید كه اشتباه كردهاید و هلاك شما در دروغ است.
(مستدرك جلد 2 صفحه 100)
شیعیان به خود ببالید ومباهات کنید به عالمیان بر چنین جایگاه رفیعی .
با مطالعه این متن خود گواهی دهید که آیا ارزش آن را ندارد که آداب شیعه بودن را بیاموزیم ودر مسیر اهل بیت علیهم السلام قرار بگیریم . ( دقت بفرمائید )
عمران بن عبد الكریم گوید: حضرت صادق (علیه السّلام) فرمودند: پدرم وارد مسجد شد و متوجه شد گروهى از شیعیان ما در آنجا هستند، پدرم نزد آنها رفت و به آنها سلام كرد و گفت: من از بوى شما خوشم مىآید 000شما هنگامى كه روح از بدنتان خارج شود در جایى قرار خواهید گرفت كه دیگران غبطه مىخورند.
اینك با تقوى و عبادت و پارسائى ما را یارى كنید، و به گفتار امام خود عمل نمائید، 000
ما به ضمانت خدا و رسول بهشت را براى شما ضمانت مىكنیم، گویا شما در بهشت براى گرفتن درجات و مقامات با هم مسابقه مىدهید، 000آگاه باشید هر چیزى شرفى دارد و شرف دین شیعیان ما مىباشند، و هر چیزى اساس و پایهاى دارد اساس دین شیعیان ما هستند، هر چیزى سیدى دارد سید مجالس مجلس شیعیان ما هست، هر چیزى شاهد و گواهى دارد شاهدان زمین شیعیان ما مىباشند.000هر كس از شما دعا كند دعاى او مستجاب مىگردد و هر كس از شما سؤالى بكند و حاجتى بخواهد صد حاجت او بر آورده مىگردد، چه اندازه خداوند با شما محبت مىكند.
شیعیان ما روز قیامت هنگامى كه از قبرهاى خود بیرون مىگردند چهرههاى آنها نورانى و رنگهاى آنان درخشندگى دارد، هر یك از آنها امان نامهاى در دست دارند كه ترسى و حزنى براى آنها نیست و خداوند بیش از ما شیعیان ما را دوست مىدارد.
ایمان و كفر-ترجمه الإیمان و الكفر بحار الانوار، ج1، ص

امان از آن زمانی که بایفتد
به روی نامه ای چشمان مهدی
دلش می گیرد و با چشم گریان
بگوید این هم از یاران مهدی
اتل متل یه خواهر
یه خواهر بسیجی
برادرش تو جبهه اس
تو تیررس دوشکاچی
اینجا تو قلب کشور
یه خواهر مهربون
اونجا تو مرز میهن
برادرش داده جون
اینجا همون خواهره
چشم به راه می مونه
تا اینکه داداش بیاد
هر روز دعا می خونه
اینجا که پشت جبهه اس
به فکر رزمنده ها
با خواهرای دیگه
کمک میدن جبهه ها
هربار کمک ها میره
یه نامه هم می بره
نامه ای از یه خواهر
به آدرس برادر
الان یه چند ماهیه
خواهره بی قراره
همیشه نامه میده
اما جواب نداره
قلب لطیف و پاکش
پراز آشوب و آهه
چشمای پر زاشکش
هر شب و روز به راهه
بازم یه بار دیگه
کاغذی برمیداره
برای داداش جونش
یادگاری می ذاره
سلام داداش کجایی؟
خوبی و رو به راهی؟
نمی گی آبجی تنهاس؟
دلش آشوب و غوغاس؟
چرا جواب نمی دی؟
قهری با این الهه؟
داداش سعید الهه
همیشه چشم به راهه
هنوز آبجی الهه
تنها و چشم به راهه
هزارو صدتا نامه اش
هنوزم بی جوابه...

سلام :
من اعتراف میکنم که هیچ وقت نمیتونم یک نویسنده خوبی باشم و نخواهم شد. دلم میخواد کمی با خانم رقیه نجوا کنم . ما که قسمتون نمشه بریم زیارت دمشق ، کربلا ... فقط آرزووشو داریم . دلمون شکسته خانم بس که گفتیم خدا کند که بیایی ولی با این همه حرفا با این همه بحثا با این همه بد قولی ها با این همه دل شکستن ها خدا کند که بیایی ...
راستشو بخواهید شما که غریبه نیستید وقتی که اسم شما میاد بی هوا دل آدم میره میرسه به بین الحریمن .( برات کربلا عیدی ۲۳ شعبان ) . یادش بخیر جمعه زیارت آل یاسین مداح بی هوا رسید به روضه شما خانم جان . روضه ای که دل امام زمان را شکسته . دل خیلی ها رو .این حرفا دیگه خیلی قدیمی شده انقدر از این حرفا زدیم دیگه دستمون عادت کرده به دروغ نوشتن . من هیچ وقت نتونستم شمارو درک کنم . چون نداشتن بابا رو حس نکردم . اونم وقتی که سه ساله بودم . آره وقتی که من سه ساله بودم بابام کنارم بود و نازم و می کرد و منم خودم و برای بابا جونم ناز میکردم .خیلی دوست داشتم بابام نازم و بکشه درست وقتی موقعی که گریه میکردم و منو بغلم و میکرد و سعی داشت که آرومم کنه . هیچ وقت یادم نمیره روزایی رو که بابایی از سر کار می رسید و اولین کسی که در رو باز می کرد دردونه بابا بود . ولی چرا روزی که گوشواره شما رو از گوشتون کندن...چرا روزی که سیلی زدن به صورت نازتون...چرا های دیگه و یه عالمه حرف . همیشه به خودم میگم مگه دختر سه ساله چی میدونست مگه جز باباییش چیز دیگه ای میخواست مگه جز بابا از اون نامردا آب خواست .
خدا کند که بیایی ...
التماس دعای فرج .
فرا رسیدن ۲۳ شعبان روز میلاد یگانه دردانه آقا ابا عبدالله الحسین علیه السلام حضرت رقیه خاتون بر تمامی شیعیان حسینی مبارک باد .

شعر از شهید ابراهیم اصغری ( غواص خط شکن زنجانی ، تاریخ شهادت ۱۹/۱۰/۱۳۶۵ )
آخرين ستاره شب
در غربت فاصله ها
زماني كه
كوچه از وجود
من و
تو
زماني كه نيمكت هاي پارك
از نشستن من و
تو
زماني كه كوچه تنگ
با ديوارهاي كاهگلي
با پل سيمانيش
و لحظات انتظار
و ساعات را
از اين و آن پرسيدن
از هواي من و
تو
استنشاق نمي كند
زماني كه در روي نيمكت تنهايي
چون دو قطب همنام
از هم مي گريزيم
زماني كه به ياد مي آورم
كه به تو
ديگر نتوانم نگاه كرد
زماني كه
در هياهوي شهر
و گنگي صداها
تن و دل
به كس ديگري مي سپاري
زماني كه
قلب كوچه
پاسبان تنهايي ماست
و ديگر
صداي پاهامان
به دنبال هم
بر روي سنگ فرش خيابان
طنين انداز نيست
و زماني كه
فاصله بين ماست
بيا تا با هم بميريم
بلكه در دنيايي ديگر
دور از نيرنگ ها
دور از بدي ها
با زيبايي ها
فاصله را
از ميان برداريم
زيرا اين آخرين ستاره شب است...
این هم عکس شهادت برادر عزیزم ...
«من مات و لم یعرف امام زمانه مات میته الجاهليه»(3)
«هر كس بمیرد و امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است»
ذیل رویت مزبور امام صادق علیه السلام فرمودند:
«منظور از جاهليت، كفر و نفاق و گمراهی است»(4)
ما مست علوفه ایم
مردن بهتر
بی برگ و شکوفه ایم
مردن بهتر
از غیبت طولانی مولا پیداست
ما مردم کوفه ایم
مردن بهتر
فرا رسیدن ۱۱۷۳ سالروز میلاد آقا امام زمان (مهدی موعود ، منجی عالم بشریت ، معشوق منتظران) بر عاشقان حضرت تبریک و مبارک باد .
گوش ياران تو را طعنه اغيار بس است
عاشق زار تو را اين همه آزار بس است
در برت بودن ناديدن رخسار بس است
قفس تنگ بر اين مرغ گرفتار بس است
جلوه طاها
خداوندا ...
تو می دانی که اين گوهر کدامين است
چه دردي مي كشد آنكس كه ميداند
و سرشار وگريزان است
خداوندا تو مي داني
كه محبوبم كسي باشدكه خواندنغمهِ دلكش
ومن مغفول وهاج وواج زشوق وفيضِ اين كَرنا
تواي مولا, بيا بر ما وبين اين آهِ زارم را
كه در كنجِ سكوتِ حس رسد آهنگِ روياها
چه گويم من ؟
هواي دل كند سودا
چرا گويم ؟
كه اين عشق عزيز است ومه ام شيدا
كنم با جان پريشاني كه اي پيدا بيا برما
بود سينه بسي تنگ
وتو بر آلاله ناپيدا
وما گوييم در اين آفاق زشور و ذوقِ عنبر ها
گل طاها غريب ما
تويي رعنا
تويي رعناي بي همتا
بسی گران قدر (برات کربلا)
-
شب نيمة شعبان
نيمة شعبان در فرهنگنامهها و متون کهن، «شب برات» ناميده شده و اين بدان خاطر است که بنا به روايات، خداوند در اين شب «برات آزادي» از دوزخ را به بندگان خود ميبخشد. و اين «شب برات» در ادب فارسي و متون کهن ـ نظم و نثر ـ بازتابهايي داشته که به چند مورد آن اشاره ميرود: ابوريحان بيروني در کتاب «التّفهيم» دراينباره چنين آورده: «و شب پانزدهم از ماه شعبان، بزرگوار است و او را «شب برات» خوانند و همي پندارم، اين از قبيل آن است که هرکه اندرو عبادت کند و نيکي به جاي آورد، بيزاري يابد از دوزخ».7 رامپوري نيز در «غياث الّلغات» شب نيمة شعبان را «شب برات» دانسته، مينويسد: «شب برات، شبِ پانزدهم شعبان [است] که در آن شب، ملائکه به حکم الهي، حساب عمر و تقسيم رزق ميکنند».8
حافظ، شب برات را شب قدر دانسته و در غزل معروف خود، شب قدر و «شب برات» را هنرمندانه با هم آورده، ميسرايد:
چه مبارک سحري بود و چه فرخنده شبي
آن «شب قدر» که اين تازه «براتم» دادند
امّا اينکه «برات» به چه معناست و بن و ريشة اين واژه چيست؟ در «حافظ نامه» اين توضيحات آورده شده است: «برات» از «برائت» عربي است و آن: «نوشتهاي است که بدان، دولت بر خزانه يا حکّام، حوالة وجهي دهد». (فرهنگ معين). علّامة قزويني در حواشي خود بر «چهار مقاله» با استناد به «ذيل قواميس عرب» به نقل از «دُزي» مينويسد: «[برات] را به «بروات» جمع بندند و اين کلمه عربي است و در اصل «برائت» بوده و به معناي «بريء الذمّه گرديدن از دَيْن» است و صواب آن در جمع «براءات» يا براوات است. گويندگان فارسي به اعتبار حوالة مکتوب، هر حواله يا واردِ معنوي را نيز «برات» اصطلاح کردهاند».9
ليلـة الصَّک: شب برات را «ليلـة الصَّک» نيز گفتهاند. صکّ، معرّب چک فارسي و مترادف با برات است، آن روز چهاردهم و در واقع شب پانزدهم شعبان است. رامپوري در فرهنگ «غياث الّلغات» به نقل از «بهار عجم» و «سراج اللّغات» آورده که: «شب چک به معني شب برات است که در آن چراغاني و آتشبازي (= جشن و شادماني) کنند».10

| Download | Play | قصه فراق | |
| Download | Play | ماه دل آرا بیا | |
| Download | Play | میلاد گل زهرا | |
| Download | Play | مولا یابن الحسن | |
| Download | Play | یا اباصالح مدد | |
| Download | Play | یابن الزهرا بیا | |
| Download | Play | مهدی آمد | |
| Download | Play | اباصالح تو روح دعایی | |
| Download | Play | اباصالح یا مهدی | |
| Download | Play | بگو پس کی میایی | |
| Download | Play | کسی که یاری مثل تو داره بیاره | |
| Download | Play | آب و آینه بیارید | |
| Download | Play | از آسمان گل می بارد | |
| Download | Play | خورشید عالم تاب | |
| Download | Play | گل زهرا بیا | |
| Download | Play | گل نرگس آمد | |
| Download | Play | گل نرگس جوانه زد | |
| Download | Play | ماه دل آرا بیا | |
| Download | Play | یا ابا صالح | |
| Download | Play | یا ابا صالح مدد | |
| Download | Play | یابن الحسن یا مولا |

ارزشمند(آیت الله جوادی آملی)
-
راز همتايي شب ميلاد امام زمان(ع) با شب قدر
آيتالله جوادي آملي دربارة حكمت شب قدر بودن شب ميلاد امام زمان(ع) مينويسد: «انسان کامل معصوم، که مصاديق آن، منحصر در عترت طاهرهاند، عِدل (= معادل) و همتاي قرآن حکيم است و براساس حديث متواتر ثقلين، به هيچ وجه از يکديگر جدايي نميپذيرند. قرآن تجلّي کتاب تدوين خدا و انسان کامل معصوم، تجلّي کتاب تکويني اوست. همانطور که با نزول قرآن در ظرف زماني معيّن، آن ظرف معهود، قدر يافته و شب قدر ميشود، با تجلّي امام معصوم و تنزّلش از مخزن غيب الهي در ظرف زمان معيّن، آن ظرف شخصي نيز قدر پيدا ميکند و شب قدر ميشود.
زيرا هرچند ممکن است زمان و زمين به واسطة صدورشان از منبع غيب الهي، خطّي از قداست داشته باشند، امّا آنچه ماية شرافت زمان است همانا متزمّن (در زمان گنجيده) و آنچه ماية فخر مکان است همانا متمکّن (در مکان گنجيده) است. بر طبق اين بيان جامع، ميلاد وليّ معصومي که کون جامع و معادل قرآن مجيد است، حقيقت او و نبوّت و امامت او مستلزم شب قدر شدن خواهد بود و بر همين اساس آنچه دربارة صدّيقة کبرا، فاطمة زهرا(س) و نيز دربارة ميلاد حضرت خاتم الاوليا، مبني بر تطابق حقيقت آن ذوات مبارک با ليلـة القدر يا معرفي ميلاد آنان به عنوان شب قدر مطرح ميگردد، از سنخ تمثيل است نه تعيين.
از آنجايي که حضرت خاتم الاوصيا، حجّت بن الحسن المهدي(ع)، عصارة فضايل اهل بيت وحي(ع)، بلکه تمام انسانهاي کامل است، ظرف زمانيِ تجلّيِ او از مخزن غيب الهي در عالمِ ملک، در ميان ساير ايّام مبارک و مواليد حجج الهي(ع) برجستگي خاص و ويژهاي يافته است که در پرتو آن، همطراز ليالي قدر، بلکه شبي از شبهاي محتمل قدر به شمار ميرود. گويا در عصر ما، که زمان ولايت آن آخرين وليّ معصوم است، مقدرّات عالم در مراتبي رقم ميخورد که از شب ميلاد آن حضرت در نيمة شعبان آغاز گرديده و در شبهاي ماه مبارک رمضان يکي پس از ديگري تثبيت ميشود».40
-
يك پرسش و پاسخ
روزي سيّد از شيخ ميپرسد: «چرا در روايات اين همه پاداش براي زائران و سوگواران سيّد الشّهداء(ع) وارد شده است؟ آخر عقل چگونه اين همه پاداش را براي اين اعمال کمبها و کوچک بپذيرد؟» شيخ پاسخ ميدهد: «امام حسين(ع) با تمام مقامها و فضايلي که داشت مخلوق محتاج و بندة کوچک خدا بود. امّا با اين حال، همة هستي و تمام وجود خود را از مقام، مال، آبرو، برادران، فرزندان و... گرفته تا جان و بدن خود را براي دوستي و رضاي خدا داد. حال اگر خداوند همة دارايي خود را به امام حسين(ع) بدهد، زياد باشد». سيّد به اين پاسخ قانع شد و فرمود: «نيکو جوابي بود».42
سخن را با توصيهاي از سيّد اهل مراقبه، ابن طاووس، به پايان ميبريم و از همگان در اين شب شريف التماس دعا داريم: «وقتي نيمة شعبان به پايان خود رسيد، اعمال خود را به معصومي که واسطة ميان تو و خدايت در برآوردن حاجت و آرزوهايت ميباشد ـ يعني امام عصر(ع) ـ بسپار و به او توسّل کن! و با توجّه به ايشان، به آستان خدا روي آور تا عبادتهاي تو را بدون کاستي و همراه با گذشت و مغفرت به خداوند بسپارد و درهاي قبولي اعمال را گشاده و کردارت را در درجات برتر، بالا برد...».43
عبدالحسن تركي
ماهنامه موعود شماره 102
به پایان می رسد ...
حکایت هم چنان باقیست ...



