تبليغاتX
ღ الغوث و الامان ღ یا صاحــب الزمان ღ

 

عكس مصادف با محرم سال ۱۳۸۵ دسته حسینیه اعظم زنجان :

عکس : فرید احدیان

برای دیدن عکسها روی انها کیلیک کنید :

مراسم تاسوعاي حسيني در زنجان
مراسم تاسوعاي حسيني در زنجان
مراسم تاسوعاي حسيني در زنجان
مراسم تاسوعاي حسيني در زنجان
مراسم تاسوعاي حسيني در زنجان
مراسم تاسوعاي حسيني در زنجان
مراسم تاسوعاي حسيني در زنجان
مراسم تاسوعاي حسيني در زنجان
مراسم تاسوعاي حسيني در زنجان
مراسم تاسوعاي حسيني در زنجان
مراسم تاسوعاي حسيني در زنجان
مراسم تاسوعاي حسيني در زنجان
مراسم تاسوعاي حسيني در زنجان
مراسم تاسوعاي حسيني در زنجان
مراسم تاسوعاي حسيني در زنجان
مراسم تاسوعاي حسيني در زنجان
مراسم تاسوعاي حسيني در زنجان
مراسم تاسوعاي حسيني در زنجان
مراسم تاسوعاي حسيني در زنجان
مراسم تاسوعاي حسيني در زنجان
مراسم تاسوعاي حسيني در زنجان
مراسم تاسوعاي حسيني در زنجان
مراسم تاسوعاي حسيني در زنجان
مراسم تاسوعاي حسيني در زنجان
مراسم تاسوعاي حسيني در زنجان
مراسم تاسوعاي حسيني در زنجان
مراسم تاسوعاي حسيني در زنجان
مراسم تاسوعاي حسيني در زنجان
مراسم تاسوعاي حسيني در زنجان
مراسم تاسوعاي حسيني در زنجان
مراسم تاسوعاي حسيني در زنجان
مراسم تاسوعاي حسيني در زنجان
مراسم تاسوعاي حسيني در زنجان
مراسم تاسوعاي حسيني در زنجان
مراسم تاسوعاي حسيني در زنجان
مراسم تاسوعاي حسيني در زنجان
مراسم تاسوعاي حسيني در زنجان
مراسم تاسوعاي حسيني در زنجان
مراسم تاسوعاي حسيني در زنجان
مراسم تاسوعاي حسيني در زنجان
مراسم تاسوعاي حسيني در زنجان
مراسم تاسوعاي حسيني در زنجان
مراسم تاسوعاي حسيني در زنجان
مراسم تاسوعاي حسيني در زنجان
مراسم تاسوعاي حسيني در زنجان
مراسم تاسوعاي حسيني در زنجان
مراسم تاسوعاي حسيني در زنجان
مراسم تاسوعاي حسيني در زنجان
مراسم تاسوعاي حسيني در زنجان
مراسم تاسوعاي حسيني در زنجان

پخش مستقيم مراسم عزاداري مسجد حسيينيه اعظم زنجان- فايل هاي تصويري
Download پخش مستقیم مراسم عزاداری محرم 86 ، شب پنجم ، قسمت نوزدهم ساعت 23:37
Download پخش مستقیم مراسم عزاداری محرم 86 ، شب پنجم ، قسمت هجدهم ساعت 23:32
Download پخش مستقیم مراسم عزاداری محرم 86 ، شب پنجم ، قسمت هفدهم ساعت 23:26
Download پخش مستقیم مراسم عزاداری محرم 86 ، شب پنجم ، قسمت شانزدهم ساعت 23:21
Download پخش مستقیم مراسم عزاداری محرم 86 ، شب پنجم ، قسمت پانزدهم ساعت 23:16
Download پخش مستقیم مراسم عزاداری محرم 86 ، شب پنجم ، قسمت چهاردهم ساعت 23:11
Download پخش مستقیم مراسم عزاداری محرم 86 ، شب پنجم ، قسمت سیزدهم ساعت 23:08
Download پخش مستقیم مراسم عزاداری محرم 86 ، شب پنجم ، قسمت دوازدهم ساعت 23:03
Download پخش مستقیم مراسم عزاداری محرم 86 ، شب پنجم ، قسمت یازدهم ساعت 22:58
Download پخش مستقیم مراسم عزاداری محرم 86 ، شب پنجم ، قسمت دهم ساعت 22:51
Download پخش مستقیم مراسم عزاداری محرم 86 ، شب پنجم ، قسمت نهم ، ساعت 22:46
Download پخش مستقیم مراسم عزاداری محرم 86، شب پنجم ، قسمت هشتم ، ساعت 22:41
Download پخش مستقیم مراسم عزاداری محرم 86، شب پنجم ، قسمت هفتم ، ساعت 22:36
Download پخش مستقیم مراسم عزاداری محرم 86، شب پنجم ، قسمت ششم ، ساعت 22:31
Download پخش مستقیم مراسم عزاداری محرم 86، شب پنجم ، قسمت پنجم ، ساعت 10:25
Download پخش مستقیم مراسم عزاداری محرم 86، شب پنجم ، قسمت چهارم
Download پخش مستقیم مراسم عزاداری محرم 86، شب پنجم ، قسمت سوم

منبع : از وبلاگ همشهری عزیزم :

gordankomail.blogfa.com

 

 

 


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم دی 1386;ساعت 16:28;  توسط مدیر : عاشق مهدی _ محب اهل بیت (ع);  | 

خدایا :

به اسمان‌‌‌ بلندت‌سوگند، به‌شهادت‌سوگند‌،‌‌ به‌علی‌سوگند‌، به‌حسین‌ سوگند ، ‌به‌ روح‌ سوگند ، ‌‌‌‌

به‌ بی نهایت‌ سوگند ، به‌ نور‌ سوگند ، به‌دریای ‌وسیع سوگند ، به امواج روح‌ افزا‌ سوگند ،

به کوههای سر به ‌فلک‌ کشیده سوگند ، به‌ سوز‌ دل عاشقان سوگند ، به‌ اشک یتیمان‌ سوگند

به‌ درد دل زجر‌ دیدگان سوگند ، به‌ فداییان‌ از جان‌‌ گذشته سوگند ، به‌ آه جانسوز‌ بیوه زنان 

سوگند ، به تنهایی مردان بلند سوگند که من عاشق زیبائیم .

چه زیباست همدرد‌ علی شدن ، زجر کشیدن ، از طرف پست ترین جنایتکاران تهمت شنیدن ،

از‌ طرف کینه توزان بی انصاف نفرین شنیدن ، چه زیباست در‌ کنار نخلستانهای بلند در‌ نیمه های

شب ، سینه داغداران را گشودن و خروشیدن و با ستارگان زیبای اسمان سخن گفتن ،

چه زیباست که در این موهبت بزرگ الهی که نامش غم و درد است ، شیعه تمام عیار علی  

شدن  . . .

ای خدای بزرگ :

ای انکه نمونه ی بزرگی چون حسین علیه السلام را به جهان عرضه کرده ای ، ای انکه برای

اتمام حجت به کافران وجودت .... سیاهی ها را به اتش وجود حسین ها روشن نموده ای ،

ای انکه راه پر افتخار شهادت را ، برای اخرین راه حل انسانها باز کرده ای ، ای خدا ،

ای معشوق من ، ای ایده ال ارزوهای مردم عارف ، به من توفیق ده تا مثل مخلصان و شیفتگان ،

در راهت بسوزم و از این خاکستر مادی ازاد گردم ...

ای حسین علیه السلام ، من برای زنده ماندن تلاش نمی کنم و از مرگ نمی هراسم ،

بلکه به شهادت دل بسته ام  و از همه چیز دست شسته ام ، ولی نمیتوانم بپذیرم که

ارزشهای الهی و حتی قداست انقلاب بازیچه دست سیاستمداران و تجار ماده پرست شده

است ....

قبول شهادت مرا ازاد کرده است ، من ازادی خود را به هیچ چیز حتی به حیات خود

 نماید

  ( شهید دکتر مصطفی چمران ) 

دانلود مداحی برای محرم الحرام از حاج محمود کریمی :

ابوالفضل ابوالفضل

آدما از بچگیشون پهلونارو دوست دارن

برخیز علمدار رشید لشکر من

اگه یتیم گریه کنه

دلخون تر از ابر و طوفان

دلم اسیر دام حسینه

غم رو دلم میشینه

هلاک اسم تو منم

کار من از حال پر حادثه عشق گذشته

خسته خسته تنهای تنها

تصویری :

مجید بنی فاطمه                                          

 

عمو عباس ( قسمت اول )                               

 

عمو عباس ( قسمت دوم )    

 

محمود کریمی           

بیا توی آغوشم ، داداش پریشونم

 

عمه به من محبتی کن ، که دل من آروم بشه

     

قل اعوذ و به رب الناس

ملک الناس اله الناس

السلام و علی الحسین

السلام و علی العباس

فدای لب تشنگان صحرای کر بلا

کل يوم عاشورا و کل ارض کربلا ايام سوگواری سيد و سالار شهيدان حضرت اباعبدالله الحسين را به همه عاشقان و حسينيان تسليت ارض ميکنم و شعار آن حضرت را در صحرای کربلا به عنوان تبرک و تيمن نقل ميکنم: الموت اولی من رکوب العار - مرگ بهتر از زندگی ذلت آميز است و العار اولی من دخول النار - و ننگ و ذلت بهتر از داخل شدن در آتش جهنم

 چگونه در بند خاك بماند آنكه پرواز آموخته است

و راه كربلا مي شناسد

و چگونه از جان نگذرد آنكس كه می داند
 
جان بهای ديدار است
 
خيمه ماه محرم زده شد در دل ما
 
باز نام تو شده زينت هر محفل ما
 
جز غم عشق تو ما را نبود سودايی
 
عشق سوزان تو آغشته به آب و گّ‍ْل ما ...
 
   

قمر بني هاشم و القاب آن

بنى‏هاشم: بهره‏ مندى بسیار عباس از جمال و جلال و سیماى سپید و زیبا و سیرت سبز و نورانى، زمینه ‏ساز این لقب است. 

باب الحوائج: کریمى از دودمان کریمان که چون حاجتمندى سوى او روى کند، خواسته‏ هایش را برآورده مى ‏سازد. 

طیار: بیانگر مقام و عظمت‏ حضرت عباس(ع) در فضاى عالم قدس و بهشت جاودان است.

الشهید: شهادت، که نشان نمایان ابوالفضل(ع) است و در چهره حیات او درخشندگى بسیار دارد، زمینه ‏ساز این لقب است

سقا : دلاورى عباس در صحنه هاى حیرت‏ آور آبرسانى به تشنگان، سبب این لقب شد.

سپه سالار: صاحب لواء یا سپه سالار لقب بزرگترین شخصیت نظامى است و عباس در روز عاشورا این لقب را از آن خود ساخت.

پرچمدار و علمدار: یادآور دلاوى و حفظ لشکر در برابر دشمن است. علمدارى عباس(ع) این لقب را برایش به ارمغان آورد. 

ابوقربه (صاحب مشک)، عمید (یاور دین خدا)، سفیر (نماینده حجت ‏خدا)، صابر (شکیبا)، محتسب (به حساب خدا گذارنده تلاشها)، مواسى (جانباز و مدافع حق) و مستعجل (تلاشگرى مهربان در برآوردن حاجات دیگران) از دیگر لقبهاى حضرت ابوالفضل(ع) است

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم دی 1386;ساعت 23:24;  توسط مدیر : عاشق مهدی _ محب اهل بیت (ع);  | 

سه مداحی از حاج محمود کریمی

دل خون تر از ابر و طوفان، غمگين تر از باد و باران مانده به راه برادر، تنهاترين چشم گريان -:- محمود کريمي

شب تار، بي قرار دلي که چاره نداره نفسم مونده تو سينه چشم من به راه يار، شب تاره -:- محمود کريمی

ای وای یکی داره صدام میزنه 

اسلام و علیک یا ابا عبدالله الحسین .

سلام بر عاشقان حسین و دلدادگان ابوالفضل .

محرم و الحسین هم از راه رسید چند روز بیشتر نمونده . داریم اماده میشیم . توی شهر ا یعنی زنجان که دارن همه پرچم های سیاه و اعلام برنامه رو نصب میکنن .

دسته حسینیه اعظم زنجان رو هم حتما از تلوزیون مشاهده کردید . امیدوارم که امسال هم مثل همیشه باشکوهترین دسته توی کل کشور بشه .

امسال برای من خیلی زود گذشت شما رو نمدونم .محرم خیلی سریع برگشت . انگار همین دیروز بود توی خونه مامان بزرگ داشتیم حلیم نذری که هرسال تاسوعا درست میکنیم میپختیم .

خلاصه دیگه از امروز برای من یعنی از یک شنبه مورخ ۱۶/۱۰/۱۳۸۶ محرم و الحرام شروع شد تا دوماه دیگه .ان شا الله توی این روزها همگی دلامون رهسپار کربلای معلا بشه و سال دیگه همین موقع همگی توی بین الحرمین همدیگرو ملاقات کنیم .

من که دلم خیلی روشن .... به روشنی روز ....

حلال جمیع مشکلات است حسین ........ شوینده  لوح  سیئات  است  حسین

ای شیعه ترا  چه  غم  ز طوفان بلا........جایی که سفینه النجاه است حسین

یارب الحسین !

"امام حسين(علیه السلام) در هنگام سفر به كربلا فرمودند:

براستى اين دنيا ديگرگونه و ناشناس شده و معروفش پشت كرده،

 و از آن جز نمى كه بر كاسه نشيند و زندگى اى پست،

همچون چراگاه تباه، چيزى باقى نمانده است.

آيا نمى بينيد كه به حقّ عمل نمى شود و از باطل نهى نمى گردد؟

در چنين وضعى مؤمن به لقاى خدا سزاوار است.

و من مرگ را جز سعادت ، و زندگى با ظالمان را جز هلاكت نمى بينم.

به راستى كه مردم بنده دنيا هستند و دين بر سر زبان آنهاست و مادام كه براى معيشت آنها باشد پيرامون آن اند، و وقتى به بلا آزموده شوند دينداران اندك اند."

باور نمی کنید که خداست خونخواه حسین... ؟

"ابن ریاح روایت میکند که مرد نابینایی راکه روز شهادت امام حسین علیه السلام در کربلا حاضر شده بود دیدم ... کسی علت نابینایی اورا سوال کرد .جواب داد :

ماده نفر رفیق بودیم که برای کشتن حسین (ع)به کربلا رفتیم.ولی من شمشیر و تیر و نیزه به کار نبردم .چون حسین (ع)کشته شد به خانه خود بازگشتم و نماز عشا خواندم و به خواب رفتم . در عالم خواب شخصی نزد من آمد و گفت:" رسول خدا (ص) تو را میخواند . برخیز و اجابت کن ."

گفتم : "مرا با رسول خدا چه کار است؟"

آن شخص در عالم خواب گریبان مرا گرفت و کشان کشان نزد رسول خدابرد

دیدم پیغمر اکرم در بیایانی نشسته و آستینهای خود را بالا زده و حربه ای در دست گرفته و فرشته ای برابر او ایستاده و در دست او نیز حربه ای ایست از آتش . نه نفر از دوستان مرا کشت و به هر کدام که ضربه میزد سر تاپای آنها از آتش فرا میگرفت و میسوزانید .

من نزدیک رسول خدا-ص- رفتم و مقابل او زانو برزمین زدم و گفتم :" السلام علیک یا رسول الله " ولی آن حضرت جواب نفرمود و مدت زیادی مکث کرد . پس از آن سر خود را بلند نمود و فرمود:

"ای دشمن خدا !!! هتک حرمت مرا نمودی و عترت مرا کشتی و حق مرا رعایت نکردی....!!!"

گفتم : یا رسول خدا به خدا قسم من در کشتن فرزندانت نه شمشیر زدم و نه نیزه به کار بردم و نه تیری انداختم.

فرمود :" راست گفتی ولی سیاهی لشکرکشندگان حسین علیه السلام را زیاد کردی ...نزدیک من بیا"

من نزدیک آن حضرت رفتم دیدم تشتی پر از خون نزد اوست . به من فرمود "این خون فرزندم حسین است " پس از آن خون به چشم من کشید . چون بیدار شدم تا کنون چیزی را نمی بینم .

عاشورا و انتظار

مهدی (عج) ادامه حسین (ع) است

و انتظار ادامه عاشوار و بر آمده از آن؛

یکی رمز حیات شیعه است و دیگری رمز بقای آن
فرهنگ عاشورا،

دست مایه اساسی و مایه شکوفایی و بالندگی منتظران مهدی (عج) در عصر انتظار است.
پیوند عاشورا و انتظار، حسین و مهدی (ع) پیوند والد و ماولد است
.
انتظار ادامه عاشورا، غدیر و بعثت است؛

و ظهور روز فرج حسین و ثمره خون او که در شریان تاریخ به جوش آمده است.

برای ما دورماندگان از صحنه عاشورا،

یک راه بیشتر نمانده و آن ثبت نام در کلاس انتظار

و در آمدن در خیل منتظران است که در حقیقت انتظار، همان خیمه حسین (ع) است.

پس انتظار، انتظار انتقام عاشوراست،

و ياران مهدى (ع) همه عاشورايى اند.

كسانى مى توانند در ركاب مهدى (عج) باشند و امام حق را يارى رسانند كه

در مكتب عاشورا،

آبديده شده و معيار جنگ و صلح را از او آموخته باشند كه حسين (ع)،

خود معيار تولا و تبری است.

(برگرفته از کتاب عاشورا و انتظار، مسعود پور سید آقایی)

نبض جاده بیدار از بوی خون خورشید است           کوفه رفتن مسلم گویا مسلم شد

ماه خون گواه امد جوش اشک و اه امد                 رایت سپاه امد کربلا مجسم شد

پای خون دل واکن ، دست موج پیدا کن                 رو به سوی دریا کن ، ساحلی فراهم شد

                              گریه کن!گلاب افشان!گل به خاک می افتد

                                             یاد مهرگان امد ، قامت علی خم شد

                                                        قاسم و تپیدن ها لاله و دمیدن ها 

                                                                مجتبی و چیدن ها ، گل دوب

ای که پیچید شبی در دل این کوچه صدایت !

                          یک جهان پنجره بیدار شد از بانگ رهایت

 

                                              تا قیامت همه جا محشر کبرای تو بر پاست

 

                                                                       ای شب تار عدم ، شام غریبان عزایت !

 

                                            عطش و اتش و تنهایی و شمشیر و شهادت

 

                     خبری مختصر از خاطره ی کرب و بلایت

 

     همرهانت صفی از اینه بودند و خوش ان روز

 

که درخشید خدا در همه ی اینه هایت

 

                  کاش بودیم و سر و دیده و دستی چو اباالفضل

 

                                            می فشاندیم سبک تر ز کفی اب به پایت

 

                                                                 از فراسوی عزل تا ابد ، ای حلق بریده !

                                                                           

                                                                                 می رود دایره در دایره پژواک صدایت 

 

 این کشته ی فتاده به هامون حسین توست

وین صید دست و پا زده در خون حسین توست

                                                  این نخل تر کز اتش جان سوز تشنگی

                                                  دود از زمین رسانده به گردون حسین توست

این ماهی فتاده به دریای خون که هست

زخم از ستاره بر تنش افزون حسین توست

                                                 این غرقه ی محیط شهادت که روی دشت

                                                 از موج خون او شده گلگون حسین توست

این خشک لب فتاده ی دور از لب فرات

کز خون او زمین شده جیحون حسین توست

                                                 این شاه کم سپاه که با سیل اشک و اه

                                                 خرگاه زین جهان زده بیرون حسین توست

این قالب طپان که چنین مانده بر زمین

شاه شهید نا شده مدفون حسین توست

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم دی 1386;ساعت 22:20;  توسط مدیر : عاشق مهدی _ محب اهل بیت (ع);  | 

تقدیم به دوستداران شهدا و شهید همت:

«حاج ابراهیم همت» مرد جنگ

مرد ایثارو شرف مرد تفنگ

زاهد شب شیر خیبر بوده است

ذوالفقاری دست حیدر بوده است

بادگردلدادگان همراز بود

آن کبوتر عاشق پرواز بود

جز هوای عاشقی در سر نداشت

نخل سبزی بود اما سر نداشت

تا ندای هل من ناصر را شنید

در میان جبهه فریادی کشید

حمله را با نام حق آغاز کرد

راه را تا کوی جانان باز کرد

جز شهادت مقصدی دیگر نداشت

هجرتش را هیچکس باور نداشت

يک شب که در مقر بوديم يکي از بچه ها با عجله خودش را به ما رساند و گفت : ((يک نفر از بالا صدا مي زند که من مي خواهم بيايم پيش
شما . حاج همت کيست ؟
!))
سريع بلند شديم و خودمان را به محل رسانديم تا ببينيم قضيه از چه قرار است . گفتيم که شايد کلکي در کار است و آن ها مي خواخند کمين
بزنند . وقتي به محل رسيديم فرياد زديم : ((اگر مي خواهي بيايي نترس!بيا جلو!))
گفت : ((من حاج همت را مي خواهم!))
گفتيم : ((بيا تا ببريمت پيش حاج همت))
با ترس و دلهره و احتياط جلو آمد . وقتي نزديک رسيد و ديد که همه پاسدار هستيم جاخورد . فکر کرد که ديگر کارش تمام است ولي وقتي برخود
خوب بچه ها را ديد کمي آرام گرفت . او را پيش همت برديم . پرسيد : ((حاج همت شما هستيد))
همت گفت ((
بله خودم هستم .))
آن مرد کرد پريد جلو و دست همت را گرفت که ببوسد .
همت دستش را کشيد و اجازه نداد . آن مرد دوباره در کمال ناباوري پرسيد : ((شما ارتشي هستيد يا سپاهي؟))
همت گفت : ((ما پاسداريم
.))
او گفت : (( من آمده ام پيش شما پناهنده شوم قبلا اشتباه ميکردم . رفته بودم طرف ضد انقلابها و با آنها بودم , ولي حالا پشيمانم
.))
همت گفت :((قبلا از ما قهر کرده بودي . حالا هم که آمدي خوش آمدي . ما با تو کاري نداريم و به تو امان نامه ميدهيم .))
و بعد همت او را در آغوش کشيد و بوسيد و گفت : ((فعلا شما پيش ساير برادرهايمان استراحت کن تا بعد با هم صحبت کنيم.))
ان مرد , مصلح بود . همت اجاز هنداد که اسلحه اش را از او بگيريم و او با خيال راحت در ميان بچه ها نشست .
شب , همت با او صحبت کرد از وضعيت ضد انقلاب گفت و سعي کرد از تا ماهيت آنها را براي او فاش کند .
آن مرد گفت : ((راستش خيلي تبليغات ميکنم . ميگويند که پاسدارها همه را ميکشند همه را سر ميبرند خلاصه از اين حرفها
.))
همت گفت : (( نه! اصلا اين حرفها حقيقت ندارد . همه ما پاسدار هستيم و صحبت مي کنيم))آن مرد محو صحبت هاي همت شده بود . وقتي اين جملات را شنيد , به گريه افتاد . همت پرسيد : ((براي چه گريه مي کني ؟
))
گفت : ((به خاطر اين که در گذشته در مورد شما چه فکرهايي ميکردم .
))
همت گفت : ((ديگر فکرش نکن حالا که برگشته اي عيب ندارد .))
او گفت : ((من هم ميخواهم پاسدار شوم
.))
همت گفت : ((اشکالي ندارد. پاسدارباش.اگر اينطوري دوست داري , از همين لحظه به بعد تو پاسدارباش
.))
آن شخص با شنيدن اين حرف, خيلي خوشحال شد . رفتار و برخورد همت چنان تاثير عميقي بر او گذاشت که يکي از نيروهاي خوب و متعهد شد
و در همه جا حضور فعال داشت . او بعد از مدتي در عمليات (( محمد الرسول الله (ص) )) شرکت کرد و شهيد شد . بچه ها به او لقب (( حر زمان ))
داده بودند . پس از اين ماجرا , تعداد ديگري از ضد انقلابيون فريب خورده هم آمدند و خود را تسليم کردند. جالب اين که آن ها هم در لحظه ورود , سراغ
حاج همت را مي گرفتند

به یاد خشکی لب تو  روزه می گیرم

فدای لعل لبانت شهید بی کفنم

 

نوشته نام تو را حق به روی سینه من

به یاد نام تو مولا ، پر از غم و محنم

 

زیارت حرمین تو را ، که می خوانم

غریب می شوم و کربلای تو ، وطنم

 

به یاد دختر تو ، می خورم رطب مولا

زمان خوردن افطار ، آتشین دهنم

 

طعام می خورم من ، رقیه  می گویم

که یاد دختر تو ، لرزه می زند به تنم

 

کنار سفره افطار ، کاسه شیری هست

به یاد کودک شش ماهه ، کاسه می شکنم

 

لبم چگونه خورد یار ، بر پیاله آب

که عکس ساقی لب تشنگان ، بر آن بینم

این مدل جت ایدیو رو از وبلاگ سردار عاشورایی خیبر برداشتم حتما دانلودش کنید . خودم دانلود کردم عالی :

حاج همت در جت آودیو نرم افزار

عشق يعني « همت » و يک دل خدا
توي سينه اشتياق کربلا
عشق يعني شوق پروازي بزرگ
در هجوم زخم‌هاي بي‌صدا
عشق يعني قصة عباس و آب
در « طلاييه » غروب آفتاب
عشق يعني چشم‌ها غرق سکوت
در درون سينه، اما انقلاب
عشق يعني آسمان غرق خون
در شلمچه گريه‌گريه.... تا جنون
عشق يعني در سکوت يک نگاه
نغمة انا اليه راجعون
عشق يعني در فنا نابود شدن
در ميان تشنگان ساقي شدن
عشق يعني در ره دهلاويه
غرق اشک چشم، مشتاقي شدن
عشق يعني حرمت يک استخوان
يادگار از قامت يک نوجوان
آنکه با خون شريفش رسم کرد
بر زمين، جغرافياي آسمان

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم دی 1386;ساعت 19:47;  توسط مدیر : عاشق مهدی _ محب اهل بیت (ع);  | 

 

 التماس دعای فرج

خاک پای همتونم اگه امشب بتونم

خودمونی براتون یه خورده روزه بخونم

قصه امشب من صنعت شعری نداره

مثله من غریب و تو غصه ها کم میاره

زشرار دل میسوزم زتمامی وجود

بسم رب شهدا یکی بود یکی نبود

یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبود

روزای جبهه جنگ روزای قشنگی بود

روزای قشنگی بود روزای سخت جدایی

کاش جنگ تموم نمیشد میشدیم کربلایی(2)

توی جنگ جبهه ها یه بچه کوچیک بودم

نبودم جبهه ولی من به اونا نزدیک بودم

خاطرات اون روزا هیچ وقت زیادم نمیره

مرغ دل به یاد تاووت شهید پر میگره(2)

مادری  چشمش به در چراعزیزم نیومد(2)

بعد چند روز پسرش به روی دستا میومد(2)

اما بعد جبهه ها ما از خوبا جدا شدیم

لباس خاکی فراموش شده بی وفا شدیم(2)

یا ابا صالح پس کی میایی(2)

یا ابا صالح پس کی میایی(2)

دست بیعت به شهید ارمانش نزدید

اون چیزی که اونا خواستن ما هرگز نشدیم

اون جا با ذکر حسین شبونه معبر میزدن

همه جا جار میزدن غلام ابنل حسنم

ذکر یب نل عسکری از لبشون کم نمیشد

غیر یا مهدی چیزی به دردا مرحم نمیشد

اینجا کم کم خاطرات از تو ذهنا میبرن

دیگه حرفی از شهید تو مجلسا نمیزنن(2)

اون جا ناله میزدن چرا اقامون نمیاد

حال جبهه خبر از حضور اقامون میداد

اینجا خون به قلب ناز مهدی زهرا شده

صوت موسیقی طنین انداز محفل ها شده

اونجا کرخه دو کوه جنت جانبازا بود(2)

جزرومد رود دز مبهوت اشک چشما بود

اینجا با زخم زبون جانباز تحویل میگیرن

همه عزت تو ثروت تحصیل میبینن

اون جا سر بند ابوالفضل به همه تون میداد(2)

بسیجی با لب تشنه لب دریا جون میداد

اینجا غیرت میدن عشق تمدن میخرن

با حجاب بی حجاب دم از تمدن میزنن

اون جا رفتن روی مین که دنیا رو رها کنیم(2)

درد بی درمون دنیا دوستی رو دوا کنیم

اون جا زیر برف بارون تویه سنگرای سرد

اینجا ویلا تجمل رودلا نشونده درد(2)

یکی محزون یکی خندون شیوه اونا نبود(2)

این طرق نبوی سیره مولا نبود

در ازای پاره ی دلی که جبه داده بود

خونه خشتی سزای مادر شهید نبود

این وصیت نامه بت شکن خمین نبود

روی بوم خونه ها جزپرچم حسین نبود(2)

یا اباصالح پس کی میایی(2)

یا اباصالح پس کی میایی(2)

کوچه های شهر ما بی روزه دعا نبود(2)

جای هر خون شهید تو مجلسا گناه نبود

رهبر غریب ما اون روزا دل گیر نبود(2)

صورت شبیه ماهش اینقدر پیر نبود(2)

ردپای شهدا تو زندگی های گم شده

شیوه عصر جهالت شیوه مرده شده

یا اباصاح پس کی میایی(2)

چه طوری روز قیامت اقا رو صدا کنیم

تو چشای مادرش زهرا چه طور نگاه کنیم

چه طوری روز قیامت اقا رو صدا کنیم

تو چشای مادرش زهرا چه طور نگاه کنیم

اقا جون دستم بگیر رنگ جماعت نباشم

دیگه از جدت حسین دارم خجالت میکشم(2)

حالا که اومده مردی که رفیق شهداست

بچه جبه جنگ با صفا با خداست

اومدم اشتی کنم با تو به ولله اقا جون

روتو برنگردون از من جون زهرا اقا جون

اومدم اشتی کنم با تو به ولله اقا جون

روتو برنگردون از من جون زهرا اقا جون

بس که بد سر زده از من دیگه دل خسته شده

به سرم هر چی بیاد حقم ولله اقا جون

اقا من تو رو قسم میدم به یک مرد غریب(2)

همونی که کشته شد کنار دریا اقا جون(2)

همونی که یه روزی خیمه هاشو اتیش زدن

دخترش اواره شد میون صحرا اقا جون

مددی کن که شبیه شهدا پاک بشم(2)

ذکر یب نل عسکری بگیرم خاک بشم(2)

یا اباصالح پس کی میایی(2)

یا اباصالح پس کی میایی (۲)

ستاره ها در مجمعی جمع می شوند به نام آسمان

کبوتران به دور جامی جمع میشوند به نام گنبد

رنگ ها در جعبه ای قرار میگیرند به نام جمکران

عشق در تفسیری خلاصه میشود به نام حسین

باران در سدی جمع میشود به نام بغض

انسان ها در گودالی جمع میشوند به نام گناه

گناهکاران در وعده ای ذلال میشوند به نام توبه

آرزوها در محفظه ای بال میگرد به نام ظهور

مردم از چیزی فرا می کنند به نام مرگ

من از جایی می آیم به نام دریا

شیعه در رودخانه ای قرار میگرد به نام زهرا

فرشتگان در سفینه ای جمع میشوند به نام علی

آسمانها در سینه ای جای میشوند به نام محمد

ممنتظر در لحظه ای گم میشود به نام انتظار

و منتظران در مجمعی جمع میشوند به نام دلسوختگان ...

آقا ميا اينجا كسي در فكرتان نيست -

اينجا كسي دلواپس صاحب زمان نيست

زخم زبان بيچاره كرده عاشقان را -

اينجا كسي با هيئتي ها مهربان نيست

هر كس كلاه خويش را چسبيده آقا -

اينجا كسي در فكر درد ديگران نيست

 

اينجا يتيمان كودكاني گوشه گيرند -

در سفره هاي بيوه زن ها قرص نان نيست

معناي عفت در كتب تغيير كرده -

حجب و حيا در چشم هاي دختران نيست

گرگان قدرت خون مردم را مكيدند

اينجا كسي از حمله هاشان در امان نيست

 

قرآن شده كالاي دست اهل بازار -

 

هيهات !قرآن هم فروشش رايگان نيست


اينجا تمام روضه خوان ها نرخ دارند

 

ديگر كسي فكر ثواب و اجر آن نيست


بر روي ديوار اتاق شاعرت نيز

 

ديگر نشان قاب عكس جمكران نيست

قطعه گم شده اي از پر پرواز کم است ...

 يازده بار شمرديم و يکي باز کم است ...

 اين همه آب که جاريست نه اقيانوس است ....

عرق شرم زمين است که سرباز کم است ....

يا اللهُ يا مُحَمَد يا عَلي يا صاحِبَ الزَمان اَدرِكني وَ لا تُهلِكني ...

 چه روزها كه يك به يك غروب شد نيامدي

چه اشك‌ها كه در گـلـو رسوب شد نيامدي

خليلِ آتشين سخن، تـبـر به دوشِ تـب شكن

خداي ما دوباره سنگ و چـوب شـد نيامدي

بـراي مـا كـه خـستــه‌ايم و دل شكسته‌ايم نه

بـراي عـده‌اي کم چـه خـوب شــد نـيــامدي

تـمـام طـول هـفــته را در انـتـظار جمعه‌ام

دوبـاره صـبـح، ظـهـر، نه غروب شد نيامدي

 بهار آمد جوانی را پس از پیری زسر گیرم

              کنار یار  بنشینم  زعمر  خود  ثمر  گیرم

 

              بگلشن باز گردم  با گل و  گلبن در آمیزم

              بطرف بوستان دلدار مهوش را به بر گیرم

 

             خزان وزردی آن را نهم در پشت سر روزی

              که در گلزار جان از گلعذار خود خبر گیرم

 

              پر وبالم که در ،دی از غم دلدار پر پر شد

              بفروردین  به یاد وصل دلبر  بال وپر گیرم

 

              به هنگام  خزان در این خراب آباد  بنشستم

              بهار  آمد که بهر  وصل او بال سفر گیرم

 

              اگر ساقی از آن جامی که بر عشاق افشاند

              بیفشاند ، بمستی  از رخ او پرده  بر گیرم

غزل از امام عارفان حضرت امام خمینی (ره

 

    یا صاحب الزمان!تو ببین بی قراری ام

                                  چشمان منتظر به در واشک وزاری ام

            

                     عمریست من نشسته وجام میم تهیست

                     ساقی  بیا   وتازه نما  می گساری ام

 

                      دستم  بگیر  وبر رخ زردم  نظر نما

                      اندوه  من  ببین  ونما، غمگساری ام

 

                      با کیمیای  مهر تو، زر می شود  دلم

                     غیر از تو نیست چاره این کم عیاری ام

 

                   ای آفتاب حسن !که چشمم به روی توست

                     تا کی  بگو، به  راه  مرا  میگذاری ام؟

 

                      هر لحظه  انتطار  فرج  میکشم  تو  را

                    پایان ده ای شها! تو به چشم انتظاری ام

            

                 هر جمعه ندبه خوانم وهر لحظه یاد توست

                  اندر قنوت  ودر  همه  شب زنده داری ام

 

                   با اینهمه  گناه  که  د ر نامه  من است

                  در خیل یاوران خودت، می شما ری ام؟

 

                    شرمنده ام  که  غافلم  از  لطفهای  تو

                         جان  میدهم  تقاص  همه شرمساری ام

 

                  « شیدا» شدم چو جلوه نمودی به منظرم

                   پس رخ  مپوش  ای  گل باغ بهاری ام 

  آقا حضور سبز تو از  یاد  برده ایم

                         دیریست در غریبی وغربت فسرده ایم

    بس ندبه ها به زمزمه وگریه خوانده ایم

                        اما  هنور در  خم  یک  کوچه  مانده ایم

    آقا!  دعا  نما  که  ظهورت  فرا  رسد

                        روز قشنگ وخوب حضورت  فرا  رسد

    دیگر بس است هرچه غریبی کشیده ایم

                          از هجر تو چه زهر عجیبی چشیده ایم

    پیمانه  را  کنار   خم  می  نهاده ایم

                            در  انتظار  ساقی  مهوش   ستاده ایم

    باز آی واز شراب عدالت به کام ریز

                           یک جرعه اززلال حقیقت به کام ریز

    آقای من ! زظلم وستم پر شده جهان

                           باز آی  وداد  اینهمه  مظلوم  را  ستان

   ای آنکه هر دو دست نیازم به سوی تو ست

                         دل بی قرار هر شب جمعه به کوی توست

    چشمان اشک ریز ودل پر زغم ببین

                         در خاک  و خون  فتاده  تن  کودکم   ببین

     این استغاثه ها که بلند است بی امان

                        از هجر روی  توست  الا   صاحب الزمان

    یکدم نگر بر این دل «شیدا»گل بهار

                       داده است  در  فراق  تو  از  کف  دگر قرار

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم دی 1386;ساعت 20:25;  توسط مدیر : عاشق مهدی _ محب اهل بیت (ع);  |