




میخوام برم به مشهد و یه هفته اونجا بمونم
تو حرم امام رضا نماز حاجت بخونم



زادگاه![]()
هشتمين پيشواي شيعيان امام علي بن موسي الرضا عليه السلام در مدينه ديده به جهان گشود.
كنيه ها![]()
ابوالحسن و ابوعلي
لقبها![]()
رضا، صابر، زكي، ولي، فاضل، وفي، صديق، رضي، سراج الله، نورالهدي، قرة عين المؤمنين، مكيدة الملحدين، كفوالملك، كافي الخلق، رب السرير، و رئاب التدبير

مشهورترين لقب ![]()
مشهورترين لقب آن حضرت ?رضا? است و در سبب اين لقب گفته اند: ?او از آن روي رضا خوانده شد كه در آسمان خوشايند و در زمين مورد خشنودي پيامبران خدا و امامان پس از او بود. همچنين گفته شده : از آن روي كه همگان، خواه مخالفان و خواه همراهان به او خشنود بودند. سر انجام، گفته شده است: از آن روي او را رضا خوانده اند كه مأمون به او خشنود شد.?

مادر امام![]()
در روايتهاي مختلفي كه به ما رسيده است نامها و كينه ها و لقبهاي ام البنين، نجمه، سكن، تكتم، خيزران، طاهره و شقرا، را براي مادر آن حضرت آورده اند.

زاد روز![]()
درباره روز، ماه و سال ولادت و همچنين وفات آن حضرت اختلاف است.
ولادت آن حضرت را به سالهاي (148 و 151 و 153ق) و در روزهاي جمعه نوزدهم رمضان، نيمه همين ماه، جمعه دهم رجب و يازدهم ذي القعده ناميده اند.

روز شهادت![]()
روز وفات آن حضرت را نيز به سالهاي (202 و 203 و 206ق) دانسته اند.
اما بيشتر بر آنند كه ولادت آن حضرت در سال (148ق) يعني همان سال وفات امام صادق عليه السلام بوده است، چنان كه مفيد، كليني، كفعمي، شهيد، طبرسي، صدوق، ابن زهره، مسعودي، ابوالفداء، ابن اثير، ابن حجر، ابن جوزي و كساني ديگر اين نظر را برگزيده اند.
در باره تاريخ وفات آن حضرت نيز عقيده اكثر عالمان همان سال(203ق) است.
بنابر اين روايت، عمر آن حضرت 55 سال مي شود كه 25 سال آن را در كنار پدر خويش سپري كرده و 20 سال ديگر امامت شيعيان را بر عهده داشته است.
اين 20سال مصادف است با دوره پاياني خلافت هارون عباسي، پس از آن سه سال دوران خلافت امين، و سپس ادامه جنگ و جدايي ميان خراسان و بغداد به مدت حدود دو سال، و سر انجام دوره اي از خلافت مأمون.

فرزندان
![]()
گرچه كه نام پنج پسر و يك دختر براي ايشان ذكر كرده اند، اما چنان كه علامه مجلسي مي گويد: حداكثر تنها از جواد به عنوان فرزند او نام برده اند.
به دسيسه مامون و با سم او به شهادت رسيد و پيكر مطهر او را در طوس در قبله قبه هاروني سراي حميد بن قحطبه طايي به خاك سپردند و امروز مرقد او مزار آشناي شيفتگان است.

... همراه با کبوتران حرم
خورشيد، در حال غروب است و هفت ستاره روشن در آسمان، آغوش گشوده هشتمين اخترند.
کبوتران بال مي زنند آسماني را که چشم هايمان سال هاست به آن دوخته شده، صداي بال کبوتران در صداي سنج عزاداران مي پيچد و خواب مسموم انگورهاي پيچيده بر خوشه هاي حادثه آشفته مي شود، خورشيد، ذره ذره در عطش چشم هايش رسوب مي کند...
امام رضا عليه السلام سجده کردن بر معبود را نزديک ترين حالت بنده مي داند و می فرمايند:
?نزديک ترين حالت بنده به خداوند متعال، در حال سجده است و اين همان قول خداوند تبارک و تعالی است که فرمود: سجده کن و نزديک شو. ?
هشتمين پيشواي شيعيان امام علي بن موسي الرضا عليه السلام در مدينه ديده به جهان گشود.
بيشتر دوران امامت امام رضا (ع) در زمان خلافت مامون بود. مامون كه يكي از مكارترين و زيرك ترين خلفاي عباسي به شمار مي آمد. پس از قتل برادرش امين و به دست گرفتن قدرت، مرو را مركز حكومت خود قرار داد و با بهره گيري از هوش وزير خود فضل بن سهل پايه هاي حكومت خود را مستحكم كرد.
انـگيزه هاى سياسى مانند: جذب ايرانيان، سركوب نهضتها و قيامهاى علويان، مشروع جـلـوه دادن حـكومت خود، مامون را وادار كرد به امام پيشنهاد ولايت عهدي دهد ولي از اين روى، امام رضـا (ع) از پـذيرش پيشنهاد مامون سر باز مى زد. به هر حال امام رضا (ع) درنهايت، ولايت عهدي را با قيد شرايطي پذيرفت. پس از مراسم بيعت اجبارى، در حضور مردم و ديگران فرمود:
لـنـا عـليكم حق برسول الله و لكم علينا به حق فاذا انتم اديتم الينا ذلك وجب علينا الحق لكم. مـا اهـل بيت، به واسطه رسول خدا (ص) بر شما مردم حقى داريم، شما نيز بر ما حقى داريـد وقتى كه شما حق ما را به ما داديد، بر ما لازم است كه حقوق شما را رعايت كنيم. (بحارالانوار جلد 146)
اگرچه اين پيشنهاد رنگ تهديد و اجبار نيز گرفته بود. مسئله ولايت عهدي با تلاش هاي امام براي افشاگري همراه بود و شرط اصلي دخالت نكردن در عزل و نصب ها كه همان شريك نبودن در حكومت جائر زمان براي حضرت محسوب مي شد، نيز به همين منظور بود و امام بدين ترتيب توطئه هاي مأمون را يكي پس از ديگري خنثي مي كرد و كار بدانجا رسيد كه عرصه بر مأمون تنگ شد و امام رضا (ع) را بزرگترين خطر جدي براي بقاي حكومت خود مي دانست و وقتي دريافت عوام فريبي هاي او در اعلام وليعهدي امام رضا (ع) نيز كارگشا نيست، چاره اي جز به شهادت رساندن امام(ع) براي خود نديد.
سرانجام خورشيد فروزان وجود امام (ع) در روز ۲۹ صفر سال ۲۰۳ ق. غروبي سرخ را به مشرق ايمان نشست و بار ديگر سياست مزورانه عباسي تن به شكست داد.

















میلاد هشتمین اختر تابناک امامت و ولایت بر پیشگاه ملکوتی امام عصر (عج) و تمامی شیعیان و ملت مسلمان ایران و مقام معظم رهبری سید علی حسینی خامنه ای تبریک و مبارک باد عرض میکنم .
عیدتان مبارک


















![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
چند مداحی از حاج محمود کریمی در فراق امام رضا علیه السلام خیلی زیبا هستن حتما دانلود کنید مخصوصا نوحه اولی :
| ردیف |
موضوع |
اجرا |
حجم |
زمان |
| 1 | اذن دخول حرم تو یا ابوالفضله | 618 | 0:05:13 | |
| 2 | هر کی یه گوشه به عشقت می خوونه | 148 | 0:01:58 |
ميلاد امام رضا(ع) - نسيم شبونه سلام منو ميرسونه ، به همون کسي که قصه دلمو ميدونه -:- محمود کريمي [60 کلیک]



...اسلام و علیک یا اباصالح المهدی ...
بيا اي مهدي اي مير هدايت
بيا اي گوهر بحر امامت
زكعبه گربرآري نغمه ي وصل
شود كامل ز حق ماراكرامت
جهان ماشودچون خلدموعود
چو برماسايه اندازد ولايت
چو دست از آستين حق برآري
نصيب دشمنان سازي حقارت
بيا اي ناطق وحي الهي
نما از حرمت قرآن حراست
به آني گركني بر مانگاهي
به عمري مي كند مارا كفايتمحمد كاظم نيكنام
مولای من سلام ...دوباره اومدم به پیشگاهت و حرفای این هفتمو بزنم .
این هفته برام هفته ی خوبی بود . خیلی کارا کردم . مولای من میخوام باهات همون جوری حرف بزنم که دوست داری یعنی صادقانه پس هیچ دروغی توی کارمون نداریم .
خیلی ها رو توی این هفته دیدم که مشغول کار خودشون بودن .
نمیدونم داشتن برای فرج شما دعا میکردن یا نه نمیدونم .
ولی من دعا کردم بازم نمیدونم قبول کردی یا نه !!!
ای ارباب دل عاشقا خیلی دوست داشتم بدونم چهره ی معصومت چه شکلی و قدم های مبارکت چه بوی معطی میده .
خیلی دوست دارم ببینمت و خالصانه بگم ای مولای من منو با تمام مهربونیت ببخش .
حتی اگر گناه کار واقعی هستم .
اگر چشمم به چهره ی نورانیت نگاهی بکنه اصلا روح از بدنم خارج میشه . شاید اون لحظه قلبم مثل قلب یه گنجشک کوچولو بشه و از جاش در بیاد ...
ولی داشتم با خود فکر میکردم ... نه دیدن ارباب لیاقت میخواد برای هرکسی پیش نمیاد ...
خلاصه از کجای این زمونه بگم که هرچی بگم بازم کم گفتم ...
خودت داری همرو میبینی که هرکی هر جور که دوست داره رفتار میکنه .
گناه کردن برای ملت دیگه شده به مثل اب خوردن خیلی ساده و بدون هیچ درد سر ...



بر محمد و آلش












نشد ز یار سفر کرده ام خبری مرا![]()
نیامد از سر کویش نشانی و اثری![]()
نسیم صبح اگر کنی به کویش گذری![]()
به دوست بگو که ما را ز خاطر نبری![]()
کریم ، در به روی بینوا نمی بندد![]()
گشا ز در به روی در به دری![]()





رسم ما ايروني هاست ميايم پيش امام رضا
اگه اون اجازه داد بريم به سمت کربلا
واسه خاطر همين با کوله بار پر غم
اومدم تا رسيدم به نزديکي هاي حرم
رفتم اونجا که بگم فدات بشم امام رضا
جون هر کي دوست داري بذار برم کرب و بلا
آقا جون يه سال ميشه کرب و بلا رو نديدم
تو همين يه ساليه تو ميدوني چي کشيدم
آقا من کبوترم نامه بده تا ببرم
از کنار گنبدت تا صحن جدت بپرم
يه دفعه اشک چشام امون صحبت رو بريد
انگار آقا پرده ها رو از روي دلم کشيد
به خودم اومدم و با اشک روي گونه هام
انگاري تازه مي فهميدم چي ميگم و کجام
گفتم اي اوني که از حال خودت خبر داري
آخه تا کي اداي عاشقا رو در مياري
تو که پرونده اعمالت پر از جرم و خطاست
تا همين جام که مياي از کرم امام رضاست
فکر نکن که عاشقي عاشقي کار زينبه
اينا که عاشقي نيست يک عمل مستحبه
گفتم از آقا بخواه يه لحظه محرمت کنه
که شايد قفل دلت بشکنه آدمت کنه
گفتمش تو رو چيکار تو رو با زيارت حسين سر جدا چيکار
تو رو با قدم زدن تو خاک کربلا چيکار
اين قدر که بدي حيفه بري ديدن حسين
تو کثيفي نبايد بري تو بين الحرمين
نميگم نخواه بري زيارتش برو ولي
به يادت باشه ميري پيش حسين بن علي
يه جوري بايد بري که آقا باورت کنه
مثل گل بري آقا بگيره پرپرت کنه
به آقام گفتم امام رضا به حق مادرت
يه نگاه کن به دل سياه اين کبوترت
تا که از صدق و صفا عاشق و مبتلا بشم
اونجوري که تو ميخواي زائر کربلا بشم


.jpg)

مولای من سلام .
ارباب من سلام .
سرور و تا ج سر من سلام . فردا جمعه میشه و من حقیر هنوز اماده نشدم .
وای بر من ... وای بر من ... اگر فردا فرجی بشه و بیایی من چکار کنم .
میدونم از خجالت سرمو میندازم پایین و چشمامو میبندم اخه من لایق دیدن پاهای مبارکت نیستم ای مولای من .
خیلی برام سخت ...میخوام بشینم امشب سر سجاده نمازم باهات درد و دل یک هفته رو بکنم .
چه کارا کردم گناهایی کردم و چه دروغایی گفتم ...
چه کارای خوبی انجام دادمو و چه کار بد ...
میدونم لیست کارای بد از ۱۰۰۰ میره بالا و وای بر من ...
ولی هنوز یه امیدی توی دلم هست میدونم و امید وارم که میبخشی منو /.
اخه همه میگن تو خیلی مهربونی اینو میدونم اقا جونم ...
ای ارباب تو رو به جدت قسم به محمد مصطفی نظری بر ما بنما همه بدبخت بیچاره ایم ...

یا حسین غریب مادر تویی ارباب دل من
یه گوشه چشم تو بسه واسه حل مشکل من
ای مولای من ... ای ارباب بی کفنم ... ای بابای خوب من ...
همه میگن شما هم با مولا می ایی ...
روزی که ظهور میکنه ارباب شما هم می ایی ...
میدونم حقیقت داره ولی من چه طوری توی صورتت نگاه کنم ای مولا .
میترسم نتونم نگاه کنم اون وقت ابروم پیشت میره و وای بر من ...
همه میگن روز محشر شفاعت میکنی ... نه همرو بلکه ادمای خوب رو همونایی که حسینی هستن از ته قلب .
همونایی که توی مجلس سینه زنی هات شهید شدن ...
نه من که شاید اشک چشمام به خاطر مشکلات خودم بوده ...
نه منی که روزی ده هزار دفعه به دروغ قسمت میدوم ای مولای من .
دارم دردهای دلمو میگم . بدون خجالت میخوام بگم و به شمارش بیارم شاید امیدی داشته باشم .


یک سو حرم عباس حسین
یک سو حرم مولانا حسین
بین الحرمین عشق عالمین 
امام محمد باقر(ع) مىفرمايند: »ما ضرّمن مات منتظراً لأمرنا ألاّ يموت فىوسط فسطاط المهدى و عسكره كسى كه منتظر ظهور امام زمان(ع) و قبل از ظهور از دنيا برود ضرر نكرده كه در خيمهگاه مهدى و سپاهيان او از دنيا نرفته است؛ زيرا همين انتظارشان براى فرج امام زمان(ع) داراى اجر و مقام است
امام صادق(ع) در روايتى مىفرمايد: إذا قام أتى المؤمن فى قبره فيقال له: يا هذا إنّه قدظهر صاحبك! فإن تشأ أن تلحق فالحق، و إن تشأ أن تقيم فى كرامة ربّك فأقم بعد از اينكه حضرت تشريف آوردند به مؤمنانى كه در قبرند گفته مىشود: »صاحب شما آمد، مىخواهى بلند شو؛ رجعت كن، بيا محضر حضرت، مىخواهى هم استراحت كن؟ اختيار با شماست
***اسلام و علیک یا ابا عبدالله الحسین علیه السلام***



در دل خود كشيده ام نقش جمال يار را
پيشه خود نموده ام حالت انتظار را
ريخته دام ودانه شه از خط وخال خويشتن
صيد نموده مرغ دل برده از او قرار را
سوزم وسازم از غمش روز وشبان بخون دل
تا كه مگر ببينم آن طرّه مشكبار را
دولت وصل او اگر يكشبي آيدم بكف
شرح فراق كي توان داد يك از هزار را
چشم اميد دوختن درره وصل تابكي
برده شرار هجر او از كفم اختيار را
ايمه برج معدلت پرده زچهره برفكن
شوي زچشم عاشقان زآب كرم غبار را
سوختگان خويشرا كن نظر عنايتي
مرهمي از كرم بنه ايندل داغدار را
حيران را از جلوه اي از رخ خويش مات كن
تا رهد از خودي خود ترك كند دياررا

![]()















عمع سادات سلام و عليك روح عبادات سلام و عليك
كوثر نوري به كوير قمي اب حيات دل اين مردمي
عمه سادات بگو كيستي فاطمه يا زينب ثانيستي
از سفر كرببلا امدي يا كه به دنبال رضا امدي
كاش شبي مست حضورم كني با خبر از وقت ظهورم كني
*بابي انت و امي يا بنت موسي بن جعفر يا فاطمه المعصومه*

ميلاد با سعادت بانو حضرت فاطمة العصومه (س)
خدمت برادر مهربانش حضرت علي بن موسي الرضا (ع)
و مولانا حضرت حق
بقية الله الاعظم و تمامي شيعيان جهان تبريك و مبارك باد عرض مينمايم...
عيد بر عاشقان اهل بيت (ع) مبارك باد
![]()

![]()
|
| |||
|
مجموعه مداحي در فراق حضرت مهدي (عج)
|
السلام عليک يا جعفر بن محمد الصادق، يابن رسول الله
اي پرچمدار شيعه و رئيس مذهب جعفري، اي بلند اختر! در شب هجران تو، عالم دگرگون شده است. اي ششمين نور سرمدي، تاريخ از كدام مصيبت تو شكوه كند، آري تاريخ، شرمنده از حكايت غربت توست.
|
مشخصات حضرت |

امام صادق ( ع )
حضرت امام جعفر صادق عليه السلام رئيس مذهب جعفری ( شيعه ) در روز 17 ربيع الاول سال 83هجری چشم به جهان گشود . پدرش امام محمد باقر ( ع ) و مادرش "ام فروه " دختر قاسم بن محمد بن ابی بکر مي باشد. کنيه آن حضرت : "ابو عبدالله " و لقبش "صادق " است . حضرت صادق تا سن 12سالگی معاصر جد گراميش حضرت سجاد بود و مسلما تربيت اوليه او تحت نظر آن بزرگوار صورت گرفته و امام ( ع ) از خرمن دانش جدش خوشه چينی کرده است . پس از رحلت امام چهارم مدت 19سال نيز در خدمت پدر بزرگوارش امام محمد باقر ( ع ) زندگی کرد و با اين ترتيب 31سال از دوران عمر خود را در خدمت جد و پدر بزرگوار خود که هر يک از آنان در زمان خويش حجت خدا بودند ، و از مبدأ فيض کسب نور مي نمودند گذرانيد . بنابراين صرف نظر از جنبه الهی و افاضات رحمانی که هر امامی آن را دار مي باشد ، بهره مندی از محضر پدر و جد بزرگوارش موجب شد که آن حضرت با استعداد ذاتی و شم علمی و ذکاوت بسيار ، به حد کمال علم و ادب رسيد و در عصر خود بزرگترين قهرمان علم و دانش گرديد . پس از درگذشت پدر بزرگوارش 34سال نيز دوره امامت او بود که در اين مدت "مکتب جعفري " را پايه ريزی فرمود و موجب بازسازی و زنده نگهداشتن شريعت محمدی ( ص ) گرديد . زندگی پر بار امام جعفر صادق ( ع ) مصادف بود با خلافت پنج نفر از بنی اميه ( هشام بن عبدالملک - وليد بن يزيد - يزيد بن وليد - ابراهيم بن وليد - مروان حمار ) که هر يک به نحوی موجب تألم و تأثر و کدورت روح بلند امام معصوم ( ع ) را فراهم مي کرده اند ، و دو نفر از خلفای عباسی ( سفاح و منصور ) نيز در زمان امام ( ع ) مسند خلافت را تصاحب کردند و نشان دادند که در بيداد و ستم بر امويان پيشی گرفته اند ، چنانکه امام صادق ( ع ) در 10سال آخر عمر شريفش در ناامنی و ناراحتی بيشتری بسر مي برد .

عصر امام صادق ( ع )
عصر امام صادق ( ع ) يکی از طوفاني ترين ادوار تاريخ اسلام است که از يک سو اغتشاشها و انقلابهای پياپی گروههای مختلف ، بويژه از طرف خونخواهان امام حسين ( ع ) رخ مي داد ، که انقلاب "ابو سلمه " در کوفه و "ابو مسلم " در خراسان و ايران از مهمترين آنها بوده است . و همين انقلاب سرانجام حکومت شوم بنی اميه را برانداخت و مردم را از يوغ ستم و بيدادشان رها ساخت . ليکن سرانجام بنی عباس با تردستی و توطئه ، بناحق از انقلاب بهره گرفته و حکومت و خلافت را تصاحب کردند . دوره انتقال حکومت هزار ماهه بنی اميه به بنی عباس طوفاني ترين و پر هرج و مرج ترين دورانی بود که زندگی امام صادق ( ع ) را فراگرفته بود . و از ديگر سو عصر آن حضرت ، عصر برخورد مکتبها و ايده ئولوژيها و عصر تضاد افکار فلسفی و کلامی مختلف بود ، که از برخورد ملتهای اسلام با مردم کشورهای فتح شده و نيز روابط مراکز اسلامی با دنيای خارج ، به وجود آمده و در مسلمانان نيز شور و هيجانی برای فهميدن و پژوهش پديد آورده بود . عصری که کوچکترين کم کاری يا عدم بيداری و تحرک پاسدار راستين اسلام ، يعنی امام ( ع ) ، موجب نابودی دين و پوسيدگی تعليمات حيات بخش اسلام ، هم از درون و هم از بيرون مي شد . اينجا بود که امام ( ع ) دشواری فراوان در پيش و مسؤوليت عظيم بر دوش داشت . پيشوای ششم در گير و دار چنين بحرانی مي بايست از يک سو به فکر نجات افکار توده مسلمان از الحاد و بي دينی و کفر و نيز مانع انحراف اصول و معارف اسلامی از مسير راستين باشد ، و از توجيهات غلط و وارونه دستورات دين به وسيله خلفای وقت جلوگيری کند . علاوه بر اين ، با نقشه ای دقيق و ماهرانه ، شيعه را از اضمحلال و نابودی برهاند ، شيعه ای که در خفقان و شکنجه حکومت پيشين ، آخرين رمقها را مي گذراند ، و آخرين نفرات خويش را قربانی مي داد ، و رجال و مردان با ارزش شيعه يا مخفی بودند ، و يا در کر و فر و زرق و برق حکومت غاصب ستمگر ذوب شده بودند ، و جرأت ابراز شخصيت نداشتند ، حکومت جديد هم در کشتار و بي عدالتی دست کمی از آنها نداشت و وضع به حدی خفقان آور و ناگوار و خطرناک بود که همگی ياران امام ( ع ) را در معرض خطر مرگ قرار مي داد ، چنانکه زبده هايشان جزو ليست سياه مرگ بودند . "جابر جعفي " يکی از ياران ويژه امام است که از طرف آن حضرت برای انجام دادن امری به سوی کوفه مي رفت . در بين راه قاصد تيز پای امام به او رسيد و گفت : امام ( ع ) مي گويد : خودت را به ديوانگی بزن ، همين دستور او را از مرگ نجات داد و حاکم کوفه که فرمان محرمانه ترور را از طرف خليفه داشت از قتلش به خاطر ديوانگی منصرف شد . جابر جعفی که از اصحاب سر امام باقر ( ع ) نيز مي باشد مي گويد : امام باقر ( ع ) هفتاد هزار بيت حديث به من آموخت که به کسی نگفتم و نخواهم گفت ... او روزی به حضرت عرض کرد مطالبی از اسرار به من گفته ای که سينه ام تاب تحمل آن را ندارد و محرمی ندارم تا به او بگويم و نزديک است ديوانه شوم . امام فرمود : به کوه و صحرا برو و چاهی بکن و سر در دهانه چاه بگذار و در خلوت چاه بگو : حدثنی محمد بن علی بکذا وکذا ... ، ( يعنی امام باقر ( ع ) به من فلان مطلب را گفت ، يا روايت کرد ) . آری ، شيعه مي رفت که نابود شود ، يعنی اسلام راستين به رنگ خلفا درآيد ، و به صورت اسلام بنی اميه ای يا بنی عباسی خودنمايی کند . در چنين شرايط دشواری ، امام دامن همت به کمر زد و به احيا و بازسازی معارف اسلامی پرداخت و مکتب علمی عظيمی به وجود آورد که محصول و بازده آن ، چهار هزار شاگرد متخصص ( همانند هشام ، محمد بن مسلم و ... ) در رشته های گوناگون علوم بودند ، و اينان در سراسر کشور پهناور اسلامی آن روز پخش شدند . هر يک از اينان از طرفی خود ، بازگوکننده منطق امام که همان منطق اسلام است و پاسدار ميراث دينی و علمی و نگهدارنده تشيع راستين بودند ، و از طرف ديگر مدافع و مانع نفوذ افکار ضد اسلامی و ويرانگر در ميان مسلمانان نيز بودند . تأسيس چنين مکتب فکری و اين سان نوسازی و احياگری تعليمات اسلامی ، سبب شد که امام صادق ( ع ) به عنوان رئيس مذهب جعفری ( تشيع ) مشهور گردد . ليکن طولی نکشيد که بنی عباس پس از تحکيم پايه های حکومت و نفوذ خود ، همان شيوه ستم و فشار بنی اميه را پيش گرفتند و حتی از آنان هم گوی سبقت را ربودند . امام صادق ( ع ) که همواره مبارزی نستوه و خستگي ناپذير و انقلابيی بنيادی در ميدان فکر و عمل بوده ، کاری که امام حسين ( ع ) به صورت قيام خونين انجام داد ، وی قيام خود را در لباس تدريس و تأسيس مکتب و انسان سازی انجام داد و جهادی راستين کرد .

جنبش علمي
اختلافات سياسی بين امويان و عباسيان و تقسيم شدن اسلام به فرقه های مختلف و ظهور عقايد مادی و نفوذ فلسفه يونان در کشورهای اسلامی ، موجب پيدايش يک نهضت علمی گرديد . نهضتی که پايه های آن بر حقايق مسلم استوار بود . چنين نهضتی لازم بود ، تا هم حقايق دينی را از ميان خرافات و موهومات و احاديث جعلی بيرون کشد و هم در برابر زنديقها و ماديها با نيروی منطق و قدرت استدلال مقاومت کند و آرای سست آنها را محکوم سازد . گفتگوهای علمی و مناظرات آن حضرت با افراد دهری و مادی مانند "ابن ابی العوجاء" و "ابو شاکر ديصاني " و حتی "ابن مقفع " معروف است . به وجود آمدن چنين نهضت علمی در محيط آشفته و تاريک آن عصر ، کار هر کسی نبود ، فقط کسی شايسته اين مقام بزرگ بود که مأموريت الهی داشته باشد و از جانب خداوند پشتيبانی شود ، تا بتواند به نيروی الهام و پاکی نفس و تقوا وجود خود را به مبدأ غيب ارتباطدهد ، حقايق علمی را از دريای بيکران علم الهی به دست آورد ، و در دسترس استفاده گوهرشناسان حقيقت قرار دهد . تنها وجود گرامی حضرت صادق ( ع ) مي توانست چنين مقامی داشته باشد ، تنها امام صادق ( ع ) بود که با کناره گيری از سياست و جنجالهای سياسی از آغاز امامت در نشر معارف اسلام و گسترش قوانين و احاديث راستين دين مبين و تبليغ احکام و تعليم و تربيت مسلمانان کمر همت بر ميان بست . زمان امام صادق ( ع ) در حقيقت عصر طلايی دانش و ترويج احکام و تربيت شاگردانی بود که هر يک مشعل نورانی علم را به گوشه و کنار بردند و در "خودشناسي " و "خداشناسي " مانند استاد بزرگ و امام بزرگوار خود در هدايت مردم کوشيدند . در همين دوران درخشان - در برابر فلسفه يونان - کلام و حکمت اسلامی رشد کرد و فلاسفه و حکمای بزرگی در اسلام پرورش يافتند . همزمان با نهضت علمی و پيشرفت دانش بوسيله حضرت صادق ( ع ) در مدينه ، منصور خليفه عباسی که از راه کينه و حسد ، به فکر ايجاد مکتب ديگری افتاد که هم بتواند در برابر مکتب جعفری استقلال علمی داشته باشد و هم مردم را سرگرم نمايد و از خوشه چينی از محضر امام ( ع ) بازدارد . بدين جهت منصور مدرسه ای در محله "کرخ " بغداد تأسيس نمود . منصور در اين مدرسه از وجود ابو حنيفه در مسائل فقهی استفاده نمود و کتب علمی و فلسفی را هم دستور داد از هند و يونان آوردند و ترجمه نمودند ، و نيز مالک را - که رئيس فرقه مالکی است - بر مسند فقه نشاند ، ولی اين مکتبها نتوانستند وظيفه ارشاد خود را چنانکه بايد انجام دهند . امام صادق ( ع ) مسائل فقهی و علمی و کلامی را که پراکنده بود ، به صورت منظم درآورد ، و در هر رشته از علوم و فنون شاگردان زيادی تربيت فرمود که باعث گسترش معارف اسلامی در جهان گرديد . دانش گستری امام ( ع ) در رشته های مختلف فقه ، فلسفه و کلام ، علوم طبيعی و ... آغاز شد . فقه جعفری همان فقه محمدی يا دستورهای دينی است که از سوی خدا به پيغمبر بزرگوارش از طريق قرآن و وحی رسيده است . بر خلاف ساير فرقه ها که بر مبنای عقيده و رأی و نظر خود مطالبی را کم يا زياد مي کردند ، فقه جعفری توضيح و بيان همان اصول و فروعی بود که در مکتب اسلام از آغاز مطرح بوده است . ابو حنيفه رئيس فرقه حنفی درباره امام صادق ( ع ) گفت : من فقيه تر از جعفرالصادق کسی را نديده ام و نمي شناسم . فتوای بزرگترين فقيه جهان تسنن شيخ محمد شلتوت رئيس دانشگاه الازهر مصر که با کمال صراحت عمل به فقه جعفری را مانند مذاهب ديگر اهل سنت جايز دانست - در روزگار ما - خود اعترافی است بر استواری فقه جعفری و حتی برتری آن بر مذاهب ديگر . و اينها نتيجه کار و عمل آن روز امام صادق ( ع ) است . در رشته فلسفه و حکمت حضرت صادق ( ع ) هميشه با اصحاب و حتی کسانی که از دين و اعتقاد به خدا دور بودند مناظراتی داشته است . نمونه ای از بيانات امام ( ع ) که در اثبات وجود خداوند حکيم است ، به يکی از شاگردان واصحاب خود به نام "مفضل بن عمر" فرمود که در کتابی به نام "توحيد مفضل " هم اکنون در دست است . مناظرات امام صادق ( ع ) با طبيب هندی که موضوع کتاب "اهليلجه " است نيز نکات حکمت آموز بسياری دارد که گوشه ای از دريای بيکران علم امام صادق ( ع ) است . برای شناسايی استاد معمولا دو راه داريم ، يکی شناختن آثار و کلمات او ، دوم شناختن شاگردان و تربيت شدگان مکتبش . کلمات و آثار و احاديث زيادی از حضرت صادق ( ع ) نقل شده است که ما حتی قطره ای از دريا را نمي توانيم به دست دهيم مگر "نمی از يمي " . اما شاگردان آن حضرت هم بيش از چهار هزار بوده اند ، يکی از آنها "جابر بن حيان " است . جابر از مردم خراسان بود . پدرش در طوس به داروفروشی مشغول بود که به وسيله طرفداران بنی اميه به قتل رسيد . جابر بن حيان پس از قتل پدرش به مدينه آمد . ابتدا در نزد امام محمد باقر ( ع ) و سپس در نزد امام صادق ( ع ) شاگردی کرد . جابر يکی از افراد عجيب روزگار و از نوابغ بزرگ جهان اسلام است . در تمام علوم و فنون مخصوصا در علم شيمی تأليفات زيادی دارد ، و در رساله های خود همه جا نقل مي کند که ( جعفر بن محمد ) به من چنين گفت يا تعليم داد يا حديث کرد . از اکتشافات او اسيد ازتيک ( تيزآب ) و تيزاب سلطانی و الکل است . وی چند فلز و شبه فلز را در زمان خود کشف کرد . در دوران "رنسانس اروپا" در حدود 300رساله از جابر به زبان آلمانی چاپ و ترجمه شده که در کتابخانه های برلين و پاريس ضبط است . حضرت صادق ( ع ) بر اثر توطئه های منصور عباسی در سال 148هجری مسموم و در قبرستان بقيع در مدينه مدفون شد . عمر شريفش در اين هنگام 65سال بود . از جهت اينکه عمر بيشتری نصيب ايشان شده است به "شيخ الائمه " موسوم است . حضرت امام صادق ( ع ) هفت پسر و سه دختر داشت . پس از حضرت صادق ( ع ) مقام امامت بنا به امر خدا به امام موسی کاظم ( ع ) منتقل گرديد . ديگر از فرزندان آن حضرت اسمعيل است که بزرگترين فرزند امام بوده و پيش از وفات حضرت صادق ( ع ) از دنيا رفته است . طايفه اسماعيليه به امامت وی قائلند .

خلق و خوی حضرت صادق ( ع )
حضرت صادق ( ع ) مانند پدران بزرگوار خود در کليه صفات نيکو و سجايای اخلاقی سرآمد روزگار بود . حضرت صادق ( ع ) دارای قلبی روشن به نور الهی و در احسان و انفاق به نيازمندان مانند اجداد خود بود . دارای حکمت و علم وسيع و نفوذ کلام و قدرت بيان بود . با کمال تواضع و در عين حال با نهايت مناعت طبع کارهای خود را شخصا انجام مي داد ، و در برابر آفتاب سوزان حجاز بيل به دست گرفته ، در مزرعه خود کشاورزی مي کرد و مي فرمود : اگر در اين حال پروردگار خود را ملاقات کنم خوشوقت خواهم بود ، زيرا به کد يمين و عرق جبين آذوقه و معيشت خود و خانواده ام را تأمين مي نمايم . ابن خلکان مي نويسد : امام صادق ( ع ) يکی از ائمه دوازده گانه مذهب اماميه و از سادات اهل بيت رسالت است . از اين جهت به وی صادق مي گفتند که هر چه مي گفت راست و درست بود و فضيلت او مشهورتر از آن است که گفته شود . مالک مي گويد : با حضرت صادق ( ع ) سفری به حج رفتم ، چون شترش به محل احرام رسيد ، امام صادق ( ع ) حالش تغيير کرد ، نزديک بود از مرکب بيفتد و هر چه مي خواست لبيک بگويد ، صدا در گلويش گير مي کرد . به او گفتم : ای پسر پيغمبر ، ناچار بايد بگويی لبيک ، در جوابم فرمود : چگونه جسارت کنم و بگويم لبيک ، مي ترسم خداوند در جوابم بگويد : لا لبيک ولا سعديک .



ای مظهر ادینه ام ، من عاشق دیرینه ام ، عشقت شفای سینه ام
مهدی بیا ... مهدی بیا
دست من و دامان تو ، جان جهان قربان تو ، چشم من و احسان تو 
مهدی بیا ... مهدی بیا
ای دلبر دور از نظر ، ای شاهد بالا گهر ، ای منتظر ای منتظر
مهدی بیا ... مهدی بیا
من در سر راه تو ام ، صبر و تحمل تا به کی ، هجرت تامل تا به کی ،این غم تحول تا به کی
مهدی بیا ... مهدی بیا
من در سر راه توام ، بنشته ام با صد نهم ، ای صاحب عصر و زمر 
مهدی بیا ... مهدی بیا
ای سید و سالار من ، ای حجت دادار من ، ای رهبر غم خوار من
مهدی بیا ... مهدی بیا

خیلی وقت بود که دیگه اسمونم ستاره هاش باهام قهر بودن . . .
هیچ کس و هیچ چیز باهام نبودن . . .
دلم خیلی گرفته بود . . .
حوصله ی هیچ کاری نداشتم نمیدونم چرا ؟ ؟ ؟
هی با خودم داشتم کلنجار میرفتم که چه کاری بکنم شاید حالم بهتر شه
رفتم توی حیاط خونه ی چرخی زدم هوا خیلی سرد بود ولی اسمون انگار با من اشتی کرده بود . . .
توی سیاهی شب به اسمون نگاهی کردم دیدم یه ستاره از اون بالا بالاها بهم چشمک زد و گفت :
امشب همه کس و همه چیز باهات اشتی کردن یلی خوشحال شدم . . .
دوست داشتم داد بزنم ولی گفتم شاید همسایه ها خواب باشن درست نیست این کاری که میخوام بکنم . . .
تصمیم گرفتم دعا کنم . . . برای شفای مریضا . برای سلامتی خودم و
خانواده و ملتم ... برای رهبر ازاده کشورم . . .برای فرج مولا . . .
رفتم از تو اتاق سجاده و مفاتیح رو برداشتم رفتم نشستم دقیقا وسط حیاط خونه . . .
سجادرو باز کردم و نشستم رو به قبله محمدی نمازمو خونه خونده بودم . . .
ولی نماز شب نخونده بودم تصمیم گرفتم نماز شب رو با نیت خالص بخونم . . .
شروع کردم خوندم ولی هنوز به رکعت دوم نرسیده بودم که از حال رفتم نشستم روی زمین و ذکر گفتم . . .
الله اکبر ... الله اکبر ... الله اکبر
یا الله ... یا الله ... یا الله
یا سبحان ... یا سبحان ...یا سبحان
یا منّان ... با منّان ... يا منّان
يا قاضي الحاجات ... يا قاضي الحاجات ... يا قاضي الحاجات
و خلاصه :
چشمم خرد به كتاب دعاي(( ارتباط با خدا )) ...
كتاب رو از روي سجاده برداشتم و سريعا رفتم سراغ فهرست :
به هر دعايي رسيدم نتونستم بخونم . . .
بالاخره چشمم خرد به *زيارت عاشورا* صفحه ۱۴۷ رو
كه باز كردم ديدم نوشته كه امام زمان بر خواندن اين
دعاتاكيد كرده من بارها زيارت عاشورا خونده بودم ولي به اين
نوشته بر توجه نكرده بودم ...
سريعا شروع كردم به خوندن دعا با تمام وجود و با اهنگ خواص . . .
بسم الله الرحمن الرحيم
السّلام عليك يا اباعبدالله ، اسلام و عليك يبن رسول الله ، اسلام و عليك يبن امير المومنين و ابن سيد الوصيين ، السلام و عليك يابن فاطمة سيدة نساء العالمين . . .
خلاصه به وسطاي دعا كه رسيدم ديگه بريدم گريه كردم و يا ابا عبدالله رو فرياد زدم با تمام قدرت . . .
برام مهم نبود همسايه خواب يا بيدار چون ديگه هيچ چيز رو حس نميكردم . . .
بعد كلي فرياد زدن از حال رفتم و . . .
دوست دارم شما هم دعا كنيد براي فرج مولا . . .
اگر بياد مولاي من جهان اباد ميشه . . .
ظلم و ظالم ، ستم و ستمكار دستش از دنيا كوتاه ميشه . . .
دعا كنيد براي سلامتي مولا . . .
چرا كه او داره براي سلامتي ما دعا ميكنه . . .
اي مولا من چقدر تو مهرباني و من . . .

![]()
![]()
![]()
دعاي فرج براي دانلود خيلي زيبا هست از دست نديد :
دعاي فرج به صورت بسيار زيبا و همخواني
دکلمه : گل هميشه بهارم خدا کند که بيايي
باور نداري دلبر من مياد يك روزي ، سايش به خدا بر سر من مياد يك روزي -:- محمود كريمي
و در ادامهء مطلب عكسهايي از مسجد مقدس جمكران براتون ميزام خيلي زيبا ، دلم با ديدن عكسا پرواز ميكنه بره ...
ادامه مطلب...

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

یا ابا صالح
نازنین دلبرم یا اباصالح مدد
ای زجان بهترم یا اباصالح مدد
به جلوه امده رخ زیبای تو
فرشته ها به سجده اند در پای تو
امدی دیدی گر به یو مت حل مشکل ها شده
طاق ابروی تو زیبا قبله ی دلها شده
من روی سینه ام نام تو گر میزنم عاشقی بی دلم تا خدا پل می زنم
ای قبله ی اهل و لا خو ش امدی
منتقم ال عبا خوش امدی
یا ابا صالح
دیوونه شدم از عشقت دیوونه شدم از عشقت
ماه تموم تو دامن نرگس دمیده
سر می ذارم به پای نوگل تازه رسیده
یوسف مصر شبیه هشو تو ی خواب ندیده
یا مهدی
دستا رو بالا بیاری ن سنگ تموم بذارین
گفته میام اگر که اسم عمومو بیارین
یا ابوفاضل اباالفضل
یا ابوفاضل اباالفضل
روی شه پر هر فرشته به که چه زیبا نوشته
مهدی طاووس بهشته عشقت عاشقارو کشته
می بوسم خاک پاتو
تو دلم يه دنيا حرفه كه مي خوام بگم براتون
تو بگو به من كجايي تا ببوسم خاك پاتو
آقا جون دلم گرفته مثل آسمون پاييز
ميدونم مرغ دل من دوباره كرده هواتون
با خودم يه نذري كردم كه اگه تو رو ببينم
با همون نگاه اول جونمُ بدم براتون
چه خوبه خونه قلبم بشه جاي تو هميشه
حك كني رو صفحه دل نقش روي دلرباتُ
چي ميشه يه بار شبونه رد شي از كوچه قلبم
روي ماهتُ ببينم يا كه بشنوم صداتو
ما رو هم يه نيمه شب تو نماز شب دعا كن
تا صبا برام بياره صدا و سوز دعاتو
بيا تا برات بميرم كه به عشق تو اسيرم
الهي به جون بگيرم همه درد و بلاتو
ای سرباز امام زمان فردا جمعه هست دعا میکنی برای ظهور مولا یا نه ؟؟؟
ای نوکر مولا فردا عصر اگر بیاد چی اماده کردی ؟؟؟
ای خاک پای امام زمان فردا جمعه چیکار میخوای بکنی دعا میکنی ال یاسین میخونی یا نه ؟؟؟
تو رو خدا دعا کنید برای ظهور دیگه اخر الزمان شده ...
ای مولا جانم ...
تو رو به خاطر مادر پهلو شکسته ات فردا بیا ای مولا جانم ای عزیز دل فاطمه و حیدر ...
ای مولا جانم بیا که دیگه این زمونه برامون چاره ساز نبود ای چاره دل بی درمونا ...
خدایا یوسف گمگشته فاطمه رو فردا از سفر برگردون .
خدایا التماست میکنم ...
خدایا ...

مداحی از حاج محمود عزیز امیدوارم لذت ببرید .
یا علی
امروز داشتم از بیرون میومدم خیلی از خانم ها رو دیدم که خیلی قشنگ و فاطمی لباس پوشیده بودن اما !!!
اما یه سری از خانم ها واقعا دلمو به رنج اوردن نمیدونم دلیلش چیه و چرا ؟؟؟
مگر فاطمه زهرا چنین لباسی میپوشید .
ای خانم ... ای خانم جان خودت داری از اون بالا ما رو مشاهده میکنی .
در خیابان چهره ارایش مکن
از جوانان سلب اسایش مکن
زلف خود از روسری بیرون مریز
در مسیر چشم ها افسون مریز
یاد کن از اتش روز معاد
خواهرم دیگر تو کودک نیستی
فاش تر گویم عروسک نیستی
خواهرم ای دختر ایران زمین
یک نظر عکس شهیدان رو ببین
خواهر من این لباس تنگ چیست ؟
پوشش چسبان رنگارنگچیست؟
پوشش زهرا مگر این گونه بود ؟
خواهرم این قدر طنازی مکن
با اصول شرع لجبازی مکن
در امور خویش سرگردان مشو
نو عروس چشم نامردان نشو ...
خدا رحمت کنه مرحوم اقاسی رو که بهترین شعرهارو از خودش به یاگدگار گذاشت و رفت . این شعر نیز سروده ی ان مرحوم بود . روحش شاد یادش گرامی .
میگه توی خیابون ارایش نکن ... کدوم خیابون همون خیابونی که برای دخترای چادری هم امنیت نمونده . همون خیابونی که باید با ترس و لرز راه بری .همون خیابونی که خانم موهاشو رنگ کرده ابروهاش تا جایی که جا داشته ...... ؟؟؟ همون خیابونی که دیگه واسه مردا هم غیرت نمونده . همون خیابونی که یادشون رفت اگر شهدا نبودن الان خود اونم نبود باید با عراقی ها و یه مشت عرب جاهل به سر میبرد . افسوس که دارم از غصه داگون میشم . دلم خیلی پر هست از دست کشور اسلامی خودم . کجا رفتن اون مسلمانهایی که مسلمان بودن . الان فقط یه مشت مسلمان نما مونده و بس ؟//؟ ای رهبر ازاده ازت خجالت میکشم همه میدونن چرا چون منم یه دخترم برای همین کشور و ابادی برای همین سرزمین که همه با خیابون های نیویورک اشتباه گرفتن . خوشم میاد از اون هایی که نتونست با حجاب باشن رفتن یه کشوری که دین و ایمان نداره ولی بدم میاد از اونهایی که یه کشور بی دین و ایمون رو اودن توی کشوری که مذهبش شیعه پروردگارش خدای زمین و زمان پیامبرش محمد مصطفی (ص) ولی و امیرش مولا امیر المومنین و منجی که دیگه باید بیاد ... باید بیاد و فساد و ظلم و ستم در حق کسانی که میخوان عاشق خداشون باشن بهشون پس بده .
اللهم عجل لولیک الفرج ای مولای من ...
***** شاعر وارسته و حکیم فرزانه فیاض لاهیجی در مورد نحوه ی حضور دختر گرامی در عرصهء محشر چنين سروده است :
اه از دمي كه فاطمه فرزند مصطفي
ان مادر حسين و حسن سرور نساء
با جيب پاره پاره و با جان چاك چاك
در معجر مصيبت و در كسوت عزا
ايد به عرصه گاه قيامت به صد خروش
بر كف شكسته گوهر دندان مصطفي
بر فرق سر چو لاله شده موج زن ز خون
عمامهء به خون شده رنگين مرتضي
از دست راست ، جامهء سبز حسن به دوش
وز دست چپ ، لعلي سلطان كربلا
ايد به وحشتي كه فتر زلزله به عرش
ايد به شورشي كه درّد صف انبياء
افغان گرفته از سر ازين شيوهء شنيع
فرياد بر كشيده ازين جرم و مجرا
دربارگاه عرش درايد به دادخواست
بر دعوي اش ملائك وجن و پري گدا
دوست دارم اين دوتا عكس رو كاملا با هم مقايسه كنيد :
اين همون خانم هست كه با انگليسي ها توي ابهاي خليج
هميشه فارس گرفته بودنشون تو رو خدا نگاه كنيد به اين ميگن يه توهين :

اينم ايران خودمون :

یا صاحب الزمان خودت رحمی بر ما کن ...
![]()
و اما حجاب و چادر ادم لذت ميبره :

الهي به رهبر عزيزمان عمري ده تا ظهور مولا در كنار ملت ايران باشد :
الهي امين ...


