تبليغاتX
ღ الغوث و الامان ღ یا صاحــب الزمان ღ :: ღ♥ღ ღ♥ღღ♥ღ محــبــــان اهـــل بیـت (ع) دانشگاه زنـــجـانღ♥ღ ღ♥ღღ♥ღ
فرا رسیدن سالروز میلاد امیر مومنان سرور شیعیان اقا امیر المومین علی علیه السلام بر تمامی دوستدارانش و شیعیان خواصش مبارک باد .

پنج گوهر علوی شرحی برحکمت 82 نهج البلاغه"


 

برای پرواز و گذشتن از حجاب های ظلمت و عبور از عالم " ناسوت" به عالم "لاهوت"، به دو بال نیاز است. یکی بال علم و دیگری عمل. سعادت دنیا و آخرت در کلام اهل بیت علیهم الاسلام است. حکمت در نهج البلاغه علی(ع) دریچه ای است برای دیدن غیر خود. روزنه ای است برای عبور، اما عبور از "منیت و خودخواهی". یکه تاز عالم معرفت، سخن را در این حکمت این گونه آغاز می کند؛ شما را به پنج چیز سفارش می کنم که اگر برای آنها شتران را پر شتاب برانید و رنج سفر را تحمل کنید، سزاوار است: 1- کسی از شما جز به پروردگار خود امیدوار نباشد 2- و جز از گناه خود نترسد 3- و اگر از یکی سؤال کردند و نمی داند، شرم نکند و بگوید نمی دانم 4- و کسی در آموختن آنچه نمی داند شرم نکند 5- و بر شما باد به صبر، که صبر در ایمان مومن چون سر است برای بدن و ایمان بدون صبر، چونان بدنی بی سر، ارزشی ندارد."

" نهج البلاغه دشتی، حکمت 82"


1- امید به خدا باعث عزت دنیا و آخرت می شود

روی نیاز فقط باید به سمت "بی نیاز" باشد. آنان که یک روز عزیزند و یک روز ذلیل، نمی توانند ملجاء و مأوایی برای دلهای دردمند باشند. اگر نیازمند، امیدش به "نیازمند" دیگری است رفته رفته روح ایمان از وجودش خارج و روح خبیث شیطانی جایگزین آن می شود. از این رو امید باید فقط به "خالق" هستی باشد. (لا یرجون احد منکم الا ربه).

امید به خدا نیازمند را بی نیاز، استعدادش را شکوفا، قلبش را مملو از عشق و محبت به همنوعان، و لبریز از کینه و نفرت به دشمنان خدا و خلق خدا می کند. امید به خدا همراه با تلاش و سعی، ثمرات شیرین و بسیار به بار می نشاند. از گوشه نشینی و خنثی نگری، کسالت و تنبلی پرهیز می دهد. امید به خدا شخص مؤمن را بر آن می دارد تا بر کمیت و کیفیت اعمال صالح خود بیفزاید. قرآن می فرماید: "آنان که به بقاء و دیدار خدای خود امید دارند، ناگزیرند عمل صالح انجام دهند." (کهف / 110)

امید به غیر خدا هم آثار مخرب و زیانباری دارد. آرزوی دنیوی، خسران و تباهی را به بار می آورد که در نهایت میوه بدمزه و تلخ آن جز کفر و شرک چیز دیگری نیست. "اینها (کافران) را به حال خود واگذار تا آشامیدنی ها، خوردنی ها، لذات مادی و آرزوها، آنان را غافل و از مسیر انسانی دورشان کند. اینان در آینده نتیجه این شهوترانی و آرزوهای خود را خواهند دید." (حجر / 3)

اگر خوب تفکر شود علت انحراف، غیر از این چند مورد نیست" به حساب خودمان رسیدگی کنیم قبل از آن که به حسابمان رسیدگی کنند."

خوردن، آشامیدن، آرزو و ... اگر در جهت مثبت و به حد اعتدال باشد، نتیجه اش حرکت به سمت کمال و رشد است؛ اما  اگر در آن زیاده روی شود روح ایمان می میرد و عقل و خرد اسیر استعمار دیو شهرت می شود.


سؤال: چرا آرزوی دنیوی نداشته باشیم؟

اسلام مخالف آرزو و آزادی نیست؛ اسلام مخالف افزون خواهی و خود برتر بینی بی دلیل است. آرزو و آزادی تا آنجا که آزادی، امنیت و آرامش را از دیگری و جامعه سلب نکند مورد تأیید است.

در این باره قرآن نیز می فرماید: "پول، دارایی، فرزند، عیال و ... اینها همه زینت و شیرینی دنیاست. شما به دنبال باقیات الصالحات باشید که نزد پروردگار جزای نیکو دارد و آرزوی خوبی است." (کهف / 46)


باقیات صالحات یعنی:

الف)فرزند نیکو:فرزندی که بر اساس تعالیم عالیه اسلام تربیت شده باشد، هر کار نیک و عبادتی که انجام دهد بدون آن که ذره ای از ثواب آن کم شود به همان اندازه اجر و ثواب به والدین آن فرزند می رسد.


ب) عبادت:

عباداتی که انسان در طول دوران زندگی برای انجام فرمان خداوند تبارک و تعالی انجام داده است.ج) انفاق: بذل و بخشش به افراد مورد نیاز در زمانی که در دنیا زندگی کرده است.

در زمان پیغمبر(ص) شخصی از دنیا رفت، انبار خرمایش طبق وصیت، بعد از مرگش بین مستمندان تقسیم شد. زمزمه بعضی فقیران به گوش پیامبر(ص) رسید که: "خوش به حال ثروتمندان. تا زنده اند از ناز و نعمت برخوردارند و آنگاه که مُردند با تقسیم اموالشان بین مستمندان، راه بهشت را بر خود هموار می سازند..."

این نوع نگرش مردم به دین، پیامبر(ص) را سخت آزار می داد. دانه خرمایی دید؛ آن را برداشت و فرمود: "مردم، اگر این شخص در طول حیات خود، این دانه خرما را وقف کرده بود و به استفاده مستمندی می رساند بهتر از انفاق این همه خرما، بعد از مرگش بود.


2- فقط از گناه باید ترسید

انسان در زندگی باید بی باک و شجاع باشد؛ شجاعتی که با عقلانیت گره خورده باشد. چون ترس، خواری و زبونی را به ارمغان می آورد و زبونی برای شروع خدمت به کفر و باطل کافی است. اما ترس از خدا، عزت به همراه می آورد و بر اقتدار و قدرت انسان می افزاید. آنان که "سر" را در پیش حضرت حق فرو آورند، در برابر هیچ ستمگر جلادی کرنش نمی کنند.


الف) بالا رفتن ظرفیت:

ترس از خدا ظرفیت انسان را بالا می برد. " کسی که به خدا ایمان داشته باشد از کم و زیاد شدن ثواب و از احاطه رنج و عذاب بیمناک نمی شود.(جن /13) "ایمان به خدا باعث می شود که انسان از هیچ ظلم و آسیبی نترسد." (طه / 112) کسی می ترسد که نقطه ضعف داشته باشد و یا پرونده اعمالش مملو از گناه و ظلم باشد؛ اما مؤمن خیانت و ستمی مرتکب نشده تا از عواقب آن بترسد...


ب) اثر وضعی گناه:

گناه اثر وضعی دارد. باعث هلاکت و نابودی است و اگر دامن اجتماع را گرفت، عذابی هم که نازل می شود دامن کل اجتماع را می گیرد ولو این که در میان آنان عده قلیلی هم اهل گناه، فسق و فجور نباشند. قرآن در علت نزول بلا می فرماید: " به سبب گناه و معصیت آن قوم و یا قبیله، خداوند عذاب نازل می کند و هیچ کس را یارای مقابله نیست." (شمس/14)

پس اگر در جامعه ای رباخواری، شهوات جنسی، خیانت به بیت المال مسلمین و ... رایج شد، مردم آن جامعه باید به انتظار عذاب الهی بنشینند که وعده حق عملی است.


ج) ریشه ظلم و ستم:

قرآن ریشه ظلم، ستم، جسارت و جرأت برگناه را عدم ترس از آخرت می داند. (مدثر/53) زیرا آنان که به آخرت اعتقادی ندارند و یا آن را باور نمی کنند برای کامیابی از لذات زودگذر دنیا، ممکن است به هر جنایت و خیانتی دست بزنند و آینده خود و جامعه را به مخاطره اندازند.ترس در همه ابعاد و اشکال آن قبیح است مگر در برابر خدا. راز آدمیت و انسانیت را دریابیم و از لجنزار مادیات و هوا و هوس بیرون رویم تا بوی خوش معنویت را استشمام کنیم.


3 - اثرات و جایگاه علم در زندگی انسانها:

الف) علم سودمند:

هر علمی که به جامعه نفع برساند و باعث ضرر و زیان به عده ای دیگر نشود آن علم سودمند است. قرآن در خصوص اهتمام ورزیدن انسانها به علم، آیات بسیار دارد. قرآن می فرماید:" عبادت خدا فقط با علم صورت می پذیرد." (فاطر/ 28) عبادت با جهل سازگاری ندارد. چون جاهل فقط جوارح خود را در عبادت حاضر می کند اما عالم علاوه بر آن جوارح، روح خود را نیز دخیل در مهمانی خدا می کند.


ب) علم مضر:

هر دانش و تخصصی که به دین و جامعه ضرر و زیان برساند، از نظر شارع مقدس بی ارزش و مردود است. خواه علم فقه باشد یا علم سحر، ساختن ابزارآلات جنگی باشد یا فیلم و ... علم به تنهایی زیان بخش است. وجود آدمی مرکب از جسم و روح است، جسم جنبه مادی، و روح جنبه ملکوتی و معنوی دارد. علم به تنهایی قدرت حیوانی انسان را بالا می برد اما علمی که همراه با تهذیب نفس باشد، جنبه ملکوتی و روحانی انسان را ارتقاء می دهد. اگر علم به وسیله تقوی و تهذیب نفس کنترل نشود، تا در موقع مناسب مورد استفاده قرار گیرد، بسیار خطرناک و مضر می شود و چه بسا آسایش جهانیان را به خطر اندازد.


4- صبر و اثرات آن:

در این حکمت نهج البلاغه، فراز آخر (یعنی صبر)، در برابر چهار بحث گذشته، از امتیاز خاصی برخوردار است. امام(ع) انسان ها را به صبر و شکیبایی توجه می دهد و می فرماید: "بر شما واجب است تا صبر را پیشه خود کنید. صبر در ایمان مؤمن چون سر است برای تن، و ایمان بدون صبر، همچون بدنی بی سر، ارزشی ندارد و سودی نمی بخشد.

کلید همه عبادات و چشیدن حقیقت همه آنان، در داشتن صبر است. صبر به انسان قدرت می دهد تا لحظاتی از لذات مادی بریده و به عبادت بپردازد. صبر، قدرت می دهد تا در برابر وساوس شیطانی و هواهای نفسانی به شیطان پلید جواب "رد" دهد و زیر بار ننگ گناه نرود.

اقسام صبر:

صبر در عبادت:

لازمه هر عبادت صبر است؛ زیرا به هنگام انجام عبادت باید در برابر وساوس شیطانی مقاوم بود.صبر در معصیت:آنگاه که زمینه گناه فراهم است نیرویی از درون فریاد بر می آورد که انجام نده. او چشم می پوشد و از آن لذت و درخواست مقطعی، به خدا پناه می برد که این صبر در معصیت خود دارای درجاتی است.


صبر در مصیبت:

مؤمن در مصیبت و مرگ عزیزش جزع و فزع نمی کند چون مالک واقعی را خدا می داند. گریه می کند اما شکایتی ندارد.اگر انسان بخواهد چند فراز اول را به خوبی انجام دهد، در راه آن باید مشکلات و سختی هایی را نیز متحمل شود (زیرا هیچ چیزی بدون زحمت به دست نمی آید). و اگر صبر نباشد به آن درجات نائل نخواهد شد. چرا که به وسیله "صبر" می توان به لقاءالله رسید. (رعد/22)

سرانگشت یدالهی


(محمود شاهرخی – جذبه)

ای گشته ز روی صدق دمساز علی

وی گوش دل تو پر ز آواز علی

در هر شب آدینه به محراب دعا

مانند کمیل باش همراز علی

***

بنگر به شکوه و حشمت و جاه کمیل

شد عرش نشین کبوتر آه کمیل

خواهی که شوی زنده ز انفاس علی

در هر شب جمعه باش همراه کمیل

***

آمد رمضان و می دهد ماه نوید

کز مشرق آرزو گل نور دمید

هر کس که نهاد گام در راه علی

در خلوت دل به وصل دلدار رسید

***

با پردگیان قدس دمساز علی است

درگلشن غیب نغمه پرداز علی است

او دم ز «سلونی» زد و ارباب صفا

گفتند به حق واقف هر راز علی است

***

ای بر تو درود و روح حق خواهی تو

درمانده رهینِ لطف و همراهی تو

از کار فروبسته گره گردد باز

شاها به سرانگشت یدالهی تو

***

سرچشمه ی فیض و منبع جود علی است

از خلقت کاینات مقصود علی است

آنکس که ز درد و رنج محنت زدگان

یک لحظه به عمر خود نیاسود علی است

***

ما هدیه به دوست جز سروتن نکنیم

در بستر گرم، میل مردن نکنیم

ما پیرو مرتضای لشکر شکنیم

در روز دّغا پشت به دشمن نکنیم

***

ای روی تو آئینه حسن ازلی

با امر خدا، بر همه ی خلق ولی

چون نام تو مشتق است ز اسماء الاه

شایان تو بود زین سبب نام علی

 

قسمت این بود که امسال شب میلاد اقا امیر المومنین توی قم باشیم و مهمان خانم فاطمه معصومه ...

از همه شما دوستان عزیز خواستار دعای خاص شیعه علی هستم ...

در پناه ایزد منان .

یا علی مدد مولا جان ...


خراسانی ترین سید غم مخور ...

        بسیجی ها حواریون عشقند .

اقای من تبریک عرض میکنم این روز عزیز را خدمت شما . التماس دعا از حضور نورانی شما خواستارم .

اقا جان در پناه اقا امام زمان .

گفتند كه عاشقي و ديوانه‌نه‌اي

                                       در باب خيال و خم ابروي كه‌اي

گفتند بگو؛ به قصد قربت گفتم

                                      سيد علي الحسيني الخامنه‌اي

 



مدیر : عاشق مهدی _ محب اهل بیت (ع) | پنجشنبه یازدهم تیر 1388 | لينك | 18:54 |

نسل علی اکبریم ... فدایی رهبریم

رهبرا،  آسمان سرخ با وجود عکس تو جان گرفت ...

تو از سلاله پاکان تبار فاطمه ای

تو آیتی ز خدایی امام خامنه ای


رفته بودم سفري سمت ديار شهدا
که طوافي بکنم دور مزار شهدا
به اميدي که دل خسته هوائي بخورد
متبرک شود از گرد و غبار شهدا
هر چه زد خنجر احساس به سرچشمه ي عشق
شرمگينم که نشد اشک ، نثار شهدا
خشکي چشم عطش خورده از آنجاست که من
آبياري نشدم فصل بهار شهدا
آخرين خط وصاياي دل من اينست
که بخاکم بسپاريد کنار شهدا  
سرداران خيبر

گوشه اي از سخنان مقام معظم رهبري در ميان رزمندگان اسلام 
شما رو هيچ چيزي اينجا نياورده مگر احساس تکليف
اينجا که چيزي نبود،که شما بيايد
همه چيز جاهاي ديگه است
خوراک جاي ديگه است
پول جاي ديگه است
مقام جاي ديگه است
نام و نشون جاي ديگه است
اينجا خمپاره است
اينجا گلوله توپه
اينجا آفتاب داغه
اينجا شرجيه
اينجا که چيزي نيست
چيزي که مي تونه بياره انسان رو ،انگيزه است
يک چيزي از باطن شما مي جوشه.
تقديم به همه حماسه سازان بي نام و نشان
به حاج همت ها و خرازي ها و باکري هاي بي نام و نشان
تقديم به آنان که در ميدان هاي مين
پاره پاره به ديدار معبود شتافتند
کجايند مردان بي ادعا
التماس دعا

بچه ها، تحويلِ سال
يادش بخير، هويزه

چيده بوديم تو سفره

سربند و يه سرنيزه

بچه ها خيلي گشتن؛

تو جبهه سيب نداشتيم.

به جاي سيب تو سفره

کمپوتشو گذاشتيم.

تو سفرمون گذاشتيم؛

يه کاسه، سکه و سنگ

سمبه به جاي سنجد،

يه سبزه ي رنگارنگ.

اما يه سين کم اومد!

همه تو فکري رفتيم.

مصمم و با خنده

همه يک صدا گفتيم:

« به جاي هفتمين سين

تو سفره سر مي زاريم.

سر کمه، هر چي داريم؛

پاي رهبر مي زاريم.» 


 


مدیر : عاشق مهدی _ محب اهل بیت (ع) | چهارشنبه دهم تیر 1388 | لينك | 16:51 |

بسم ربّ الشّهداء والصّدّيقين

پیام حضرت امام ‏خمینی بمناسبت شهادت دکتر مصطفی چمران

بسم ‏الله الرحمن الرحیم

انالله وانّاالیه راجعون

شهادت انسان‏ساز سردار پرافتخار اسلام، و مجاهد بیدار و متعهد راه تعالی و پیوستن به «ملاء اعلی»، دکتر مصطفی چمران را به پیشگاه ولی‏عصر ارواحنا فداه تسلیت و تبریک عرض می‏کنم. تسلیت از آنرو، که ملت شهیدپرور ما سربازی را از دست داد، که در جبهه‏های نبرد با باطل، چه در لبنان و چه در ایران، حماسه می‏آفرید و سرلوحه مرام او اسلام عزیز و پبروزی حق بر باطل بود. او جنگجویی پرهیزگار و معلمی متعهد بود، که کشور اسلامی ما به او و امثال او احتیاج مبرم داشت و تبریک از آنرو که اسلام بزرگ چنین فرزندانی تقدیم ملت‏ها و توده ‏های مستضعف می‏کند و سردارانی همچون او در دامن تربیت خود پرورش می‏دهد. مگر چنین نیست که زندگی عقیده و جهاد در راه آن است؟
چمران عزیز با عقیده پاک خالص غیروابسته به دستجات و گروه‏های سیاسی، و عقیده به هدف بزرگ الهی، جهاد را در راه آن از آغاز زندگی شروع و به آن ختم کرد. او در حیات، با نور معرفت و پیوستگی به خدا قدم نهاد و در راه آن به جهاد برخاست و جان خود را نثار کرد. او با سرافرازی زیست، و با سرافرازی شهید شد و به حق رسید.
هنر آن است که بی‏هیاهوهای سیاسی، و «خودنمایی»های شیطانی، برای خدا به جهاد برخیزد و خود را فدای هدف کند نه هوی، و این هنر مردان خداست. او در پیشگاه خدای بزرگ با آبرو رفت. روانش شاد و یادش بخیر.
و اما ما می‏توانیم چنین هنری داشته باشیم، با خداست که دستمان را بگیرد و از ظلمات جهالت و نفسانیت برهاند.
من این ضایعه را به ملت شریف ایران و لبنان، بلکه به ملت‏های مسلمان و قوای مسلح و رزمندگان در راه حق، و به خاندان و برادر محترم این مجاهد عزیز، تسلیت عرض می‏کنم. و از خداوند تعالی رحمت برای او، و صبر و اجر برای بازماندگان محترمش خواهانم.

اول تیرماه شصت
روح ‏الله ‏الموسوی‏ الخمینی

براستی که شهیدان را شهیدان می شناسند ...

 

 نسل علی اکبریم ... فدائی رهبریم

 
بوي بهشت مي‌دهد آن چفيه سفيد

وقتي که باز مي‌شود از گردن شهيـد

 

خوابي به رنگ خرداد
 


خواب ديدم که پنجره ها باز شدند آسمان ها همه نوراني


دشتها در قاب پنجره ها ؛ وه چه زيبا شده اند


چشم ها منتظر و بس نگران


بر در پنجره ها به دخيل؛دل مردان خدا


موسم فتح و فتوح


آبها گل شده اند


خواب من رنگ تو شد


رنگ زيباي وجود


رنگ بال همه مرغان سحر


رنگ شقايق هاي نگران


پر هيا هو پر صدا


شهر آبستن فرزند خداست




شهر بي تاب در اين حادثه هاست


نا گهان باد وزيد خبر رويش گلهاي تو را


به همه باغ دميد


گل مهر از تن خاک ،گل خرداد بخفت


آه از دست خزان؛ اه از دست صبا


آمدي وه که چه زود،


رخت بر  بست نسيم


شانه هاي پهن ديوار شکست


وقت پر پر شدن گل به حياط


آه اي خلوتيان ؛آه اي نافه ايان


همه را جمع کنيد،


 



مدیر : عاشق مهدی _ محب اهل بیت (ع) | سه شنبه دوم تیر 1388 | لينك | 12:29 |

 

ای کاش فدک این همه اسرار نداشت
ای کاش مدینه در و دیوار نداشت
فریاد دل محسن زهرا این بود
ای کاش در سوخته مسمار نداشت
ای کاش قلبم به قبرش راه داشت
ای کاش زهرا هم زیارتگاه داشت

(علم و دانش فاطمه)
عمار مي گويد:‌روزي علي بن ابي طالب (ع) وارد منزل شد، فاطمه (ع)فرمود:‌ياعلي!بيا نزديك تا از حوادث گذشته و آينده برايت سخن بگويم، امير المومنين (ع) كه از سخن فاطمه در شگفتي بود خدمت پيامبر شرفياب شد و سلام كرد و نزديك آن جناب نشست . پيغمبر اكرم (ص) يا علي ! آغاز به سخن مي كني يا من بگويم؟
حضرت علي عرض كرد:‌دوست دارم از سخنان شما استفاده كنم.
پيامبر فرمود: گويا فاطمه به شما اينچنين و آنچنان گفت و به همين جهت نزد من آمدي.
حضرت علي عليه السلام عرض كرد: يا رسول الله مگر نور فاطمه هم از سنخ نور ما است؟ فرمود: مگر نمي دانستي ؟ امير المومنين از شنيدن اين سخن به سجده شكر افتاد وخداي را سپاس گفت . سپس به نزد فاطمه مراجعت كرد حضرت فاطمه گفت : يا علي ! گويا نزد پدرم رفتي و اين چنين و آن چنان به تو فرمود ؟
فرمود: آري اي دختر پيامبر!
فاطمه گفت : يا ابا الحسن ! خدا نور مرا آفريد و خداي را تسبيح مي گفت . آنگاه او را در يكي از درختان بهشتي به وديعه نها د. آنگاه كه پدرم داخل بهشت شد از جانب خدا ماموريت يافت كه از ميوه هاي آن درخت تناول كند ، پدرم از ميوه آن درخت تناول كند پدرم از ميوه آن درخت خورد و بدين وسيله نور من به صلب او منتقل گشت . و از صلب پدر به رحم مادر وارد شدم . يا علي ! من از آن نور هستم و حوادث گذشته و آينده را بوسيله آن نور مي يابم . يا ابا الحسن ! مومن بوسيله نور خدا مي بيند . امام حسن عسكري عليه السلام فرمود: زني خدمت حضرت فاطمه عليها السلام شرفياب شد و گفت : مادر ناتواني دارم كه در امر نماز به مساله مشكلي برخورد كرده و مرا خدمت شما فرستاده كه سوال كنم و مساله را مطرح نمود . حضرت فاطمه جواب آن مساله را داد آن زن براي دومين بار مساله ديگري را پرسيد و حضرت فاطمه جوابش را داد . بعد از آن مساله سوم را پرسيد و همچنين تا ده مساله شد . حضرت زهرا همه را جواب داد . سپس آن زن از كثرت سوال خجالت كشيد و عرض كرد : اي دختر رسول خدا1 ديگر مزاحم نمي شوم خسته شديد فاطمه فرمود: خجالت نكش هر سوالي داري بفرما تا جواب بدهم من از سوالات تو خسته نمي شوم بلكه با كمال ميل جواب مي دهم اگر كسي اجير شود كه بار سنگيني را بر بام حمل كند و در وجه آن مبلغ صد هزار دينار اجرت بگيرد . آيا از حمل بار خسته مي شود ؟ زن پاسخ داد : نه ، خسته نمي شود زيرا در برابر آن مزد زيادي دريافت مي كند . حضرت فاطمه فرمود: خدا در برابر جواب هر مساله آن قدر به من ثواب مي دهد كه بيشتر است از اينكه بين زمين و آسمان پر از مروايد باشد . با اين وجود آيا از جواب دادن خسته مي شود ؟
از پدرم شنيدم كه مي فرمود: علماء شيعه من در قيامت محشور مي شوند و خدا به مقدار علوم آنها و مراتب جديت و كوششان در راه ارشاد و هدايت مردم به آنان خلعت و ثواب علما مي كند . حتي به يكي از آنها تعداد يك ميليون حله از نور عطا مي كند . سپس منادي حق تعالي ندا مي كند ! اي كسانيكه ايتام آل محمد را تكفل نموديد در آن هنگام كه از امامانشان منقطع بودند . اينان شاگردان شما و ايتامي هستند كه تحت تكفل علوم شما به دينداري خويش ادامه دادند و ارشاد و هدايت شدند . به مقداري كه در دنيا از علوم شما استفاده كردند به آنان خلعت بدهيد . در اين هنگام علما امت من به پيروانشان خلعت مي دهند . حتي به بعضي آنها صد هزار خلعت خواهند داد. سپس آن ايتام نيزبه شاگردان خوش خلعت ها مي دهند بعد از اينكه خلعت ها در بين مردم تقسيم شد از جانب خدا دستور مي رسد كه خلعت ها ي علما را كه تقسيم كرده اند تكميل كنيد تا بمقدار سابق شود سپس دستور مي دهد كه دو چندانش كنيد و هم چنين به پيروانش . آنگاه حضرت فاطمه عليها السلام فرمود اي بنده خدا يك نخ از اين خلعت ها هزار هزار مرتبه بهتر است از آنچه خوشيد بر آن مي تابد زيرا اموردنيوي با كدورت و گرفتاري آلوده است اما نعمت هاي اخروي نقص و عيب ندارد .
امام حسن عسكري عليه السلام فرمود: دو نفر زن كه يكي مومن و ديگري معاند بود در يك مطلب ديني با هم تنازع داشتند براي حل اختلاف خدمت حضرت فاطمه عليها السلام مشرف شدند و جريان را تعريف كردند چون حق با زن مومن بود حضرت فاطمه گفتارش را با دليل وبرهان تاييد كرد بدين وسيله بر زن معاند پيروز گشت و از اين پيروزي شادمان شد حضرت فاطمه به زن مومن گفت : فرشتگان خدا بيشتر از تو شادمان گشتند و غم و اندوه شيطان و پيروانش نيز بيشتر از غم و اندوه زن معاند مي باشد .
آنگاه امام حسن عليه السلام فرمود: و بدين جهت خدا به فرشتگانش فرمود: در عوض خدمتي كه فاطمه به اين زن مومن كرد بهشت و نعمت هاي بهشتي اش را زار هزار برابر آنچه قبلا مقرربود بداريد و همين روش و سنت را درباره هر دانشمند ي كه با علم و دانش خويش مومني را تقويت كند تا بر معاندي پيروز گردد معمول داريد و ثوابش را هزار هزار برابر مقرر داريد .


تار و پود مصطفی یک لاله بود آن هم بسخوت ...

نمايش یا فاطمه الزهراء با اندازه واقعي

غریبونه میخوای سفر کنی از خونه ...

 

یا زهرا من عقده دل وا نکردم

                    گشتم ولی قبر تو را پیدا نکردم ...

...

از نخست این زندگی هرگز نمیشد باورم

کی شود این خانه روزی قتلگاه همسرم

روز تنهایی که حتی یک نفر یارم نبود

دیدم اینجا پست در افتاده تنها یاورم ....

خدایا !

         ما ظهور مهدی را ز فاطمه میخواهیم ...

لعنه الله قاتلیک فاطمه (س) .



مدیر : عاشق مهدی _ محب اهل بیت (ع) | چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388 | لينك | 19:3 |